رسالت از اين نوع سنّتهاست ، زيرا خداوند در ميان فترتى تا فاصلهاى ديگر بر حسب نيازمندى بشر پيامبرى را مىفرستد .
با اين سنّت ، حقيقتى تاريخى تكرار مىشود كه تقريبا خود سنّت و قاعدهاى است . بدين معنى كه رسالت جديد با مشكلاتى نفسانى و اجتماعى از سوى قومى كه پيامبر به ميان آنان فرستاده شده روبرو مىشود و مىبينى كه بىدرنگ اين رسالت را رد مىكنند .
/ 49 امّا سنّت ديگر اين است كه خداوند انتقام رسالت خود را از كسانى كه با آن مخالفت ورزيدهاند مىگيرد ، و عذابى بر سر آنها مىفرستد كه آنها را به كلّى نيست و نابود مىكند .
اين انديشهاى است كه آيات اين درس پيرامون آن دور مىزند ، امّا انديشهء دوم در اين آيات اين است كه دانش حقيقى ما را به ايمان واقعى فرامىخواند .
شرح آيات :
[ 24 ] غرابتى ندارد كه خداوند پيامبرى به حق بفرستد ، زيرا خداوند پايهء هستى و وجود را بر اساس حق نهاده است ، پس سنّتها و نظامهاى طبيعى حق است ، و حالات تغيير يابندهاى كه تابع اين نظامهاست نيز حق است ، و شهوتها و خرد انسان نيز حق است ، و خداوند پيامبر خود را به حق فرستاده تا حق را آشكار سازد و مردم به سوى آن رهنمون شوند ، پس رسالت امرى است كه با انسان و طبيعت هماهنگى دارد و بر همان راه و روش جريان مىيابد .
«
إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ
- ما تو را به حق به رسالت فرستاديم تا مژده دهى و بيم دهى و هيچ امّتى نيست مگر آن كه به ميان ايشان بيم دهندهاى بوده است . » اين سنّت است ، زيرا خدا هيچ امّتى را وانهاده كه براى آنها از ميان خودشان بيم دهندهاى نفرستاده باشد .
[ 25 ] و از حقايقى كه تقريبا به صورت سنّت درآمده است ، تكذيب امّتها