تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
سياه . » كوه‌ها از لحاظ رنگ از سفيد تا سياه با يكديگر تفاوت دارند ، و حتى در يك كوه نيز رنگهاى گوناگون است و بالا و پايين و بدنه‌هاى آن به رنگهاى متفاوت است . شايد اين آيه دلالت بر طبقات مختلف زمين دارد كه در كوه‌ها نمايان مىشود . « غربيب » رنگ بسيار سياه است و از اين رو زاغ را به سبب سياهى غراب خوانده‌اند . [ 28 ] «
وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ
- همچنين از مردم و جنبندگان و چهار پايان رنگارنگ . » همان گونه كه كوه‌ها به رنگهاى متفاوت‌اند انسان و جانوران نيز رنگارنگند ، رنگهاى آدميان به صورتى روشن و آشكار با يكديگر متفاوت است و جانوران نيز چنين هستند ، مثلا بز از سياه تا سفيد رنگهاى گوناگون دارد . «
كَذلِكَ
- همچنين ، » / 52 اين اختلاف و گوناگونى دلالت بر دقّت و حكمت دارد . پس پروردگارت كه جانوران را به شكلهاى گوناگون آفريده دستگاهها و اندامهايى در وجود آنها نهاده كه با تفاوتهايشان سازگار است ، وقتى گربه را مىنگرى مىبينى كه تمام چيزهايش با يكديگر متناسب و سازگار است . در چشم گربه دستگاهى آفريده است كه بر حسب شدت و ضعف نور بزرگ و كوچك مىشود و مىبينى كه مردمك چشمش هنگام صبح كاملا گرد است تا آن كه رفته رفته به شكل هلال درمىآيد و سپس به شكل نخى مىشود كه در تاريكى از آن نور ساطع مىگردد ، تا آن جا كه مىتوانى از شكل چشم گربه وقت را تعيين كنى . همان ذاتى كه مردمك چشم گربه را چنين آفريده در سر شترمرغ نيز دستگاهى آفريده كه فشار خون آن حيوان را تنظيم مىكند و اگر آن دستگاه نمىبود چون جانور سر خود را به زير مىآورد بيگمان مغزش متلاشى مىشد ، زيرا فشار خون
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 51 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي