«
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ
- خدا بهترين سخن را نازل كرده است . » كه به راستى آئينهاى است كه دلانگيزى آفرينش و زيبايى آفريدگار و نكوترين اخلاق و شريفترين كارها را منعكس مىكند .
«
كِتاباً
- كتابى » .
تنظيم شده در وحدتى به هم پيوسته ، و با يكديگر گرد آمده با پيوندى كه هيچ رخنه و ضعف و تناقض و اختلافى در آن نيست .
«
مُتَشابِهاً
- شبيه به هم . » برخى از آن گواه بر بعضى ديگر است و آن را تفسير و بيان مىكند ، و در عين حال خرد به كنه فهم آن فرانمىرود ، و در ژرفاى علم آن هيچ كس راه نمىيابد ، و هر آيهاى را بخوانى دانشى نو و هدايتى شگفت بهره مىبرى . هر چه از دانش به تو مىدهد از لحاظ تو كامل است ولى بسيارى از دانش دستگير تو نمىشود زيرا همچون اوقيانوسى است كه شگفتيهايش پايان نمىيابد و غرائبش تمام نمىشود .
«
مَثانِيَ
- دو تا دو تاست . » پس در آن چنين نكاتى را مىيابيم :
/ 470 نخست : تفاوتهاى ميان آفريدگار و آفريدگان ، ميان حق و باطل ، ميان نيكوكار و تبهكار ، هم چنان كه ما را يادآور تفاوتهاى آشكار ميان روشنايى و تيرگى ، ميان سايه و آفتاب گرم ، ميان آزادى و بندگى ، و . . . و مىشود .
شايد سورهء الزّمر در اين تمييز به اوج رسيده است ، بويژه در مورد مردم ، آن جا كه صفت ( فرقان جدا كننده و تميز دهنده ) در شناخت صالحان و جداسازى ايشان از ديگران در قرآن تجلّى كرده است .
دوم : مقايسه ميان جفتهاى طبيعت ، ميان نر و ماده ، ميان آسمان و زمين ، و خشكى و دريا ، انسان و حيوان ، زيتون و انگور ، ميوه و اصل ، و بر همين منوال .
سوّم : شواهد و مثالها ، حقيقتى نيست كه كتاب پروردگار ما آن را يادآور شده و به آوردن تفسير و دليل و مثال آن نپرداخته باشد ، و هيچ آيهاى را در آن