كه دل سخت همچون تخته سنگ سخت براى معارف حق گنجايش ندارد و در برابر ريزش باران جان نمىگيرد و گلى نمىروياند و به استقبال نسيم نمىرود و جنبشى نمىنمايد .
پيامبر گرامى ما به ابن مسعود چنين سفارش كرد و به دو گفت : « اى ابن مسعود ! كسى كه خدا دلش را گشوده باشد در پرتو نور پروردگارش قرار دارد ، زيرا به راستى چون نور بر دل افتد آن را مىگشايد و باز مىكند . گفتند : اى پيامبر خدا آيا آن را نشانهاى است ؟ گفت : آرى ، روى گرداندن از سراى فريب و غرور ، و توجّه به سراى جاودانگى ، و آمادگى براى مرگ پيش از فرو رسيدن فوت ، پس هر كس به دنيا بىميلى كند آرزوى خود را در آن كوتاه مىسازد و آن را به اهلش وامىگذرد » . « 33 » / 468 «
فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
- او بر پرتو نور پروردگارش جاى دارد ، » و به نور ربّانى است كه دل انسان به عالم حقايق مىپيوندد ، و براى دريافت آنها فراخ مىشود ، و بدانها گشوده مىگردد ، و نور خدا همان عقل است كه از وحى پرتو گيرد ، و شايد تعبير به « على بر » براى رساندن اين معنى است مؤمن بر راهى راست و روشن شده راه مىسپارد ، همچون گفتهء او سبحانه : «
أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ
- آنان از سوى پروردگارشان بر راه هدايتند » . « 34 » ممكن است از اين آيه دريابيم كه دل را دو حالت است : حالتى كه در بر خود مىبندد و جز خويش را نمىبيند و تنها در چارچوب منافع و آرزوها و پندارهاى خود به سر مىبرد ، و جهان پيرامونش را براى خود مىخواهد ، پس سخت مىشود و همراه با آرزوها و اميالش دگرگونى مىيابد ، و جامهء آلودگى و طبيعى مسلكى در مىپوشد ، قانون را نمىشناسد ، و به سنّت ايمان ندارد ، و در مثل همچون كسى است كه در اتاقى به سر مىبرد و مىپندارد هيچ كس در آن اتاق همراه او
هامش
( 33 ) - بحار الانوار ، ج 77 ، ص 93 .
( 34 ) - البقره / 5 .