تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
بسيار ياد كرده است ، و من مىگويم : من از اين معنى محروم آفريده شده‌ام ، من به راستى هر چه در رازهاى قرآن مىانديشم تنم به لرزه مىافتد و موى بر اندامم راست مىشود و در دلم دهشت و هراسى فراهم مىآيد ، و هر چند اين اشعار را مىشنوم حالت هزل و شوخى بر من مستولى مىشود ، و البتّه در نفس خود هيچ اثرى از آنها نمىيابم ، و گمان مىكنم كه راه درست و صراط مستقيم نيز همين است ، سپس وجوهى را در بيان اين معنى ذكر مىكند كه در پايين خلاصه مىشود : نخست اين كه : اين اشعار شايستهء مقام آفريدگار نيست و اثبات آنها در حق او كفر است . « 35 » دوم : گويندهء قرآن خداست كه به وسيلهء جبراييل به پيامبر به ما مىرسد ، در حالى كه گويندهء اين اشعار شاعرى دروغگو و انباشته از شهوت و انگيزهء گناهان است . سوم : مدار قرآن دعوت به حق است ، و مدار اشعار باطل . و من گويم : در واقع آن اشعار شهوتهاى بعضى را برمىانگيزد و عواطف خواهش سرخوردهء نهفتهء آنها را مىجنباند ، / 473 در حالى كه آيات قرآن دفينه‌هاى خرد را برمىانگيزاند و دلها را از چرك شهوتها مىزدايد و جلا مىدهد ، و از كوزه همان برون تراود كه در اوست . «
ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ
- اين راه خداست كه هر كه را خواهد بدان راهنمايى مىكند . » به راستى خدا آنان را كه به وسيلهء اشعار جاهليّت و راههاى غير شرعى راههاى نزديكى به خدا را مىجويند ، به سوى خود هدايت نمىكند ، بلكه گمراهشان مىسازد زيرا از وسيله‌اى كه او خود براى بندگانش بيان كرده است پيروى نمىكنند . «
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ
- و هر كه را خدا گمراه كند او را هيچ
هامش
( 35 ) - بنگريد به تفسير الكبير ، ج 26 ، ص 273 .