تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
مىگويند : اگر خدا از شرك آنها خشنود نبود چرا آنها را از آن باز نداشت ، و چون آنها را باز نداشته پس از آن خشنود است ، ولى خدا مىگويد : هرگز . . . من كفر را بر بندگانم نمىپسندم . اگر خدا شرك را بر بندگانش نمىپسندد ، چرا آنها مشركند ، بىآن كه خدا چونان گرفتن مقتدرى مسلّط آنها را به قهر و غلبه بگيرد و مؤاخذه كند ؟ ! قرآن پاسخ مىدهد : براى آن كه اين دنيا سراى آزمون و امتحان است و خدا بندگان را آزاد گذاشته و مهلتى به آنان داده تا ارادهء آنها را بيازمايد . «
إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ
- اگر ناسپاسى كنيد ( و كفر ورزيد ) ، خدا از شما بىنياز است . » پس كفر مردم سبب زيانمندى او نمىشود ، و عبادتشان نيز به وزن ذرّه‌اى در ملك او نمىافزايد . / 443 «
وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ
- و كفر را بر بندگانش نمىپسندد . » يعنى به راستى خدا براى شما روا نمىداند كه بدون رضايت او هر چه را مىخواهيد بپرستيد . حكيمان ارادهء خدا را به دو قسم تقسيم كرده‌اند : 1 - ارادهء تكوين ( هست كردن از نيست ) . 2 - ارادهء تشريع ( قانونگذارى ) . از ناحيهء تكوينى خدا آزادى را به وفور براى انسان تأمين كرده تا با آن آزادى هر چه مىخواهد بكند ، پس آدمى به دو - سبحانه و تعالى - شرك مىآورد ، ولى از ناحيهء تشريعى خدا شرك را براى بشر نمىپسندد ، به تعبير ديگر خدا مردم را مجبور به يكتاپرستى و توحيد نمىكند ، و اگر چنين مىكرد پاداش نيك و بد باطل مىشد ، بلكه خدا به مردم امر و نهى مىكند ، تشويقشان مىكند و بيم و هشدارشان مىدهد ، و مشيّت را به فراوانى به آنان مىبخشد ، و اگر مشيّت الهى نبود هيچ كس نمىتوانست از او نافرمانى كند ، پس اوست كه مردم را مختار گذاشته ، و به آنان قدرت عطا كرده است .