رنگ و يك گونه نيست ، بلكه گونههايى متفاوت دارد ، زيرا شرك سرسپردگى و تسليم به جاذبيّت مادّه به صورتهاى گوناگون آن است ، و مادّه مىتواند زمينى يا شخصى يا ترس و پروايى يا آز و طمعى باشد ، و از اين رو رهايى يافتن از شرك و زنجيرهاى آن بايد به رهايى از هر جاذبيّتى باشد كه انسان را به سوى زمين ( و متعلّقات زمين ) جذب مىكند ، تا آدمى بتواند در دور دست آسمان توحيد به پرواز درآيد .
از اين جاست كه مىبينيم قرآن با عظمت در قضيّهء توحيد از ضرورت رهايى يافتن از شرك با ما سخن مىگويد ، و در هر بار از بعضى انواع شرك گفت و گو مىكند . وانگهى مردم در سرسپردگى و گرايش خود / 442 به مادّه متفاوتند ، برخى با صراحت تمام سر مىسپارند ، و برخى از آنها سلاح توجيه و بهانه را به كار مىبرند ، و بدين سان درهم شكستن پايههاى اين توجيه و بهانهسازى از برجستهترين هدفهاى قرآن حكمت آموز است ، و از آن جا كه بهانهها توجيهات هر قوم با قوم ديگر متفاوت است و بلكه حتّى ميان خود افرادى كه به يك مذهب مشركانه وابستهاند نيز تفاوت دارد ، قرآن حكمت آموز هر توجيه و بهانهاى را به عنوانى مستقلّ و متفاوت بررسى مىكند .
در اين درس ، خدا دو نمونه از مردم را معرّفى مىكند : كافران مشرك كه در حال سختى و گزند با دعا به خدا پناه مىبرند ، و مؤمنانى كه در تمام ساعات شب به درگاه خدا دعا مىكنند و نماز مىخوانند و سجده مىگذارند ، و به آخرت مىانديشند ، و خالصانه خدا را مىپرستند و به دو تسليم شدهاند ، تا آرزوها و پندارهايى را درهم بشكند كه بعضى در ارتكاب نافرمانيها بدانها تكيه مىكنند و - مثلا - مىپندارند كه همتايان برساخته نزد خدا شفيع آنان خواهند شد ، پس چرا از گناه بپرهيزند ؟ !
شرح آيات :
[ 7 ] بعضى از مشركان شرك خود را با جبر توجيه مىكنند ، آن گاه كه