تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
ابلاغ كننده پيامهاى پروردگار خويش است . دوم : اين روش بيشتر در گفتگو از چيزهاى غيبى چون داستان سجود به آدم ( ع ) كه در اين سوره آمده ، به كار مىرود ، و اين براى آن است كه مردم معتقد نشوند كه اين مطالب نوعى از پندار و خرافه يا تنها تصوّرات انسانى همانند آنها با علمى محدود است ، و در نتيجه آن را تصديق نكنند . نيز از اين رو است كه به فرمان خدا ، مقدّم بر گفتهء پيامبر ، آن جا كه خواسته است از آنچه نزد ساكنان عالم بالا گذشته گفت و گو كند آمده است «
ما كانَ لِي مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ
- هنگامى كه با يكديگر جدال مىكردند من خبرى از ساكنان عالم بالا نداشتم » . « 83 » سپس تأكيد كرده كه آنچه براى شما از غيب خواهم گفت همه از جانب خداست «
إِنْ يُوحى إِلَيَّ
- به من وحى مىشود » . « 84 » آن گاه به سخن گفتن از غيب آغاز مىكند و - تقريبا - در ابتداى هر آيه‌اى آن را متضمّن بر چيزى مىكند كه دلالت بر نزول آن از جانب خدا دارد كه همان فعل « قل - بگو » است . سوّم : فرمان دادن به اعلان چيزى با صيغهء ( قل - بگو ) تأكيد كننده‌تر از بيان آن براى آگاهى است . آيا نمىبينى كه گفتهء خدا سبحان كه : «
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
- بگو : اوست خداى يكتا » « 85 » تأكيدى بيشتر از اين گفته دارد كه : « هو اللَّه احد » - او خداى يكتاست » براى اين كه كسى كه چيزى را مىداند خود را مكلّف بدان نمىشمارد كه در پى آن برود يا آن را به ديگران ابلاغ كند ، / 416 به خلاف اين اگر به او گفته شود « قل - بگو » در مىيابد كه علاوه بر بيان و دعوت ديگران بدان خود نيز بدانچه مىگويد ملتزم باشد . و چنين است كه مىبينيم قرآن در اين جا به پيامبر امر مىكند كه اعلان كند دعوت او از طمعهاى مادّى مجرّد و به دور است و او از مردم مزدى براى اين
هامش
( 83 ) - همين سورهء ( ص ) / 69 . ( 84 ) - همين سورهء ( ص ) / صدر آيهء 70 . ( 85 ) - الإخلاص / 1 .