تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
كار نمىخواهد . «
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ
- بگو من از شما مزدى بر اين نمىطلبم ، » بلكه آنها را به حق دعوت مىكنم ، و اين اعلان شخصيّت پيامبر را منعكس مىسازد كه به صدق او گواهى مىدهد ، هم چنان كه التزامى ادبى در برابر مردم به مطالبه نكردن مزد شمرده مىشود . آن گاه به دو امر مىكند كه بارزترين صفات نيكوى خود را بيان كند و گويد : «
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ
- و از آنان نيستم كه به دروغ چيزى بر خود مىبندند . » و چرا صاحب حق كه حامل پيام و رسالتى براى مردم است كه با سرشت و فطرتشان سازگار است و عقلشان آن را تأييد مىكند ، به دروغ چيزى بر خود بندد ؟ رسالتى كه تمام سنّتها و قوانين زندگى تأييد مىكند كه رسالت پروردگار جهانيان است . بلى . آن كه نياز به تكلّف و به خود بستن چيزى را دارد همان صاحب باطل است ، زيرا چيزى كه مىآورد جز مستثنياتى نيست كه آنچه در زندگى وجود دارد آن را رد مىكند ، و نفوس به سرشت خود از پذيرفتنش خوددارى مىورزند ، و براى آن كه مردم را بفريبد ناگزير است به تكلّف پردازد و چيزها بر خود ببندد ، و به روشهاى پيچ در پيچ متوسّل شود . به عنوان مثال اين وضع ، شخص دروغگوست ، زيرا او كه مىخواهد از چيزى غير واقعى سخن گويد كه مردم آن را باور نمىكنند ، ناچار مىشود سخنش را به آرايشهاى كلام بيارايد ، و با سوگندهاى پى در پى تقويت كند ، امّا راستگو در سخن خود بسيار واضح و در نفس خود مطمئن و آسوده خاطر است . زندگى پيامبر گواه هماهنگى او با حقايق با سرشتى پاك ، و صراحتى رسا ، و بينشى نافذ است ، وى امر پروردگارش را به شتاب نمىخواهد ، و حكمى را كه خدا بيانى قرآنى بر آن نفرستاده بر خود نمىبندد و جعل نمىكند ، و خدا را بر چيزى كه مردم هنوز به سطح ادراكش نرسيده‌اند مجبور نمىكند ، و حق و تسلّط كسى را از او نمىربايد ، و بىتابى نمىكند ، و نمىهراسد ، و انحصار طلبى
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 408 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي