آنها صاحبان درجات عادى ايمانند ، و دستهء ديگر كسانى هستند كه شيطان هرگز نمىتواند آنان را منحرف سازد و ايشان مخلصانند كه در ايمان ناب و محض به سر مىبرند همچون انبياء و اولياء ، و چيزى كه وابستگى انسان را به هر يك از دستهها مشخّص مىكند همان ميزان و دامنهء ايمان و عمل و ارادهء اوست ، و اين استثنا از جانب ابليس اعترافى واضح به ارادهء انسان ، و درهم شكستن تمام جبرها و حتمىهاى پندارى است ، زيرا با وجود فشارهاى شيطان و فريبهاى او انسان مىتواند در برابر آنها پايدارى ورزد و به ارادهء خود آنها را مغلوب و مقهور سازد .
اين انديشهء مركزى در دو سورهء « ص و الصّافّات » است ، چه هر دو سوره تأكيد مىكنند كه : از ميان بندگان خدا ، بندگانى كه از تمام پيوندهاى مادّى و شركآميز خالصانه براى خدا گسستهاند ، شيطان را بر آنان راهى و دستى نيست .
[ 84 - 85 ] در برابر سوگند ابليس دائر بر گمراه كردن بندگان ، خدا بر خود عهدى قاطع نهاد / 414 كه او و پيروانش را به جهنم افكند و دوزخ را از آنها آكنده سازد .
«
قالَ فَالْحَقُّ
- گفت : حق است ، » اين كه پاداش حقّ است اوّلا : براى آن كه اساس سنّت پاداش عادلانه با سنتهاى خدا در حكمت آفرينش هماهنگى دارد و ثانيا : براى آن كه واقعيّتى است شدنى كه ترديدى در آن نيست .
آن گاه اين تعهّد را با جملهاى تأكيدى مؤكّد ساخت ، و گفت :
«
وَ الْحَقَّ أَقُولُ
- و آنچه مىگويم راست و حقّ است . » بلى . سخن پروردگار تعبيرى است دقيق از حقايق آفرينش بدون كمترين اختلاف .
«
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ
- كه جهنّم را از تو و از همهء پيروانت پر كنم . » اين آيه بدان معنى نيست كه خدا بندگان را به جبر به دوزخ مىافكند ، بلكه آنهايند كه خود راه باطلى را كه منجر بدان نتيجه مىشود اختيار و انتخاب مىكنند ، و اين كه خدا اشاره به فزونى كسانى كرده است كه وارد دوزخ مىشوند به