«
قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ * إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ
- گفت : تو از مهلت يافتگانى * تا آن روز معيّن معلوم . » آراء مفسران در پيرامون مدّت معيّن مختلف است كه به دو گفتهء اصلى خلاصه مىشود :
نخست : مهلت ابليس تا روز قيامت ادامه مىيابد .
دوم : ابليس تا روز ظهور حضرت حجّت ( عج ) مهلت دارد .
چه بسا كه خدا ابليس را از آن رو به ساعتى معيّن براى مهلتى كه به دو داد آگاه نساخت كه از او سلب اطمينان كند ، و شايد حكمتى ديگر در تعيين نكردن موعدى مشخّص براى پايان ابليس از طرف پروردگار وجود داشته باشد / 413 كه در بخشيدن قدرت ستيزهء با شرّ و كندن ريشه آن براى بشر متجلّى مىشود ، كه خدا امكان چيرگى نهايى بر ابليس را در روزى معلوم به بشر مىدهد ، و شايد اين حكمت همزمان باشد با ظهور امام حجت ( ع ) و ظهور حق بر دستهاى او - به اذن خدا - كه او نيز به نوبهء خود در بخشى از آن حق گسترى بر ارادهء اهل حق تكيه مىكند ، و خدا داناست .
[ 82 - 83 ] در اين هنگام شيطان لعين سخت خشمناك شد و به عزّت خدا سوگند خورد كه فرزندان آدم را گمراه كند ، و وقتى به عزّت و چيرگى پروردگار سوگند مىخورد اين خود دليل بر آن است كه نافرمانى او به سبب جهل به عظمت و قدرت خداى تعالى نبوده ، بلكه از روى هشيارى و عناد بدان دست زده است .
«
قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
- گفت : به عزّت تو سوگند كه همگان را گمراه كنم * مگر آنها كه از بندگان مخلص تو باشند . » مردم در برابر فريب شيطان بر سه دستهاند : از جمله كسانى كه شيطان بر آنها احاطه دارد و در هر چيزى به دو پاسخ مثبت مىدهند و آنها همان مشركان و كافرانند ، دستهاى ديگر كسانى هستند كه مسير حركت كلى آنها در زندگى درست است ولى به دو سر فرود مىآورند ، و پارهاى اوقات در برابر او ضعف نشان مىدهند ، و