پس پيامبر راستگويى است امين كه مزدى نمىطلبد و چيزى را از خود نمىسازد ، و همچنين رسالت به محتواى خود شناخته مىشود هم چنان كه پيامبر به مانند چنان رسالتى شناخته شود .
از برجستهترين نشانههاى راستى رسالت اسلام جهانى بودن آن است كه از مرزها و ناحيهها مىگذرد تا از آن همه مردم باشد ، پس اسلام نه عشايرى است ، و نه نژادى ، و نه قومى ، و نه طبقاتى ، و نه قارّهاى ، و نه . . . ، بلى . آنچه از نزد پروردگار جهانيان بيايد براى تمام جهانيان است ، اما آنچه برانگيخته از فكر انسان محدود باشد به حدود همان انسان محدود مىشود .
«
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ
- و اين جز اندرزى براى مردم جهان نيست . » و فطرت انسان در هر مكان و زمان يكى است ، و قرآن به اين فطرت اشاره مىكند كه خصوصيّتش تسليم شدن و اعتقاد داشتن به حقايقى است كه فطرت شامل آنهاست ، و اين امر از طريق يادآورى صورت مىگيرد .
[ 88 ] و اگر بشر به ياد نياورد و آنچه را قرآن آورده است تصديق نكند پس بيگمان فطرت او نابود شده و عقلش از كار افتاده است ، و هر آينه درستى اين رسالت پس از مرگ بر او كشف مىشود ، يا در زندگى هنگام تجلّى اعظم براى او آشكار مىگردد .
«
وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ
- و هر آينه تو بعد از اين از خبرش آگاه خواهى شد . » اين هشدار نهفته كافى است كه انسان را از عواقب تكذيب نسبت به حق ، و پىسپارى در كجراهه و نافرمانى هراسان سازد ، و به تصديق رسالت ، و دست كشيدن از همپايى با بىخبرى و گمراهى هدايت كند .