توجيه كنند و از مسئوليّت بگريزند كه :
«
أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنا
- شما اين عذاب را پيشاپيش براى ما فرستاده بوديد ، » آن گاه كه ما را به پيروى از خود فريفتيد و با وسائل گوناگون گمراهمان كرديد تا بدين عذاب كشانده شديم .
«
فَبِئْسَ الْقَرارُ
- چه بد جايگاهى است . » يعنى جايى كه در آن استقرار يافته و ماندگار شدهايم بد جايى است ، و گويند فلان « قرّر - مقرّر داشت » كه چنان كند ، يعنى فكرش بر رأيى معيّن ثابت شد و ترديد ندارد ، بلكه در كار خود قاطع و برنده است .
اين كلمه دلالت بر جاودان بودن در آتش دارد ، و چون آخرين منزلگاه چنين بد است پس سرنوشت و سرانجام بد است .
/ 393 [ 61 ] پيروان از خدا مىخواهند كه عذاب سركشان را بيفزايد ، به سزاى جرمهايى كه سركشان خود مرتكب شدهاند و نيز براى نافرمانيهايى كه پيروان به سبب فشار سركشان و گمراهى به دست آنها ، صورت دادهاند .
«
قالُوا رَبَّنا مَنْ قَدَّمَ لَنا هذا فَزِدْهُ عَذاباً ضِعْفاً فِي النَّارِ
- گويند : اى پروردگار ما ، هر كس كه اين عذاب را پيشاپيش براى ما آماده كرده است عذابش را در آتش دو چندان افزون كن . » [ 62 ] آن گاه روى به يكديگر آورند و از هم بپرسند : چرا فلان و فلان را - مرادشان بعضى مؤمنانند - در اين آتش نمىيابيم ؟ ! «
وَ قالُوا ما لَنا لا نَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ
- و گويند : چرا مردانى را كه از اشرار مىشمرديم اكنون نمىبينيم ؟ » در آن جا خطاهايشان بر خودشان آشكار مىشود ، در ابتدا كشف مىكنند كه رهبرييى كه از آن پيروى مىكردهاند منحرف بوده است ، و اكنون براى آنها روشن مىشود كه در مقياسهايى كه در زندگى داشته و ارزيابيهايى كه از ديگران كردهاند خود خطايى ديگر بوده است ، و اگر اين را در دنيا مىدانستند و بر اصلاح