رفته است كه سركشان از تنگى جا در عذابند و آتش نيز بر آنها تنگ مىگيرد و چون بادى در انبان فشار مىآورد ، « 61 » چنان كه در حديث پيامبر ( ص ) آمده است ، پس اينان بر آنان فرياد كشند ، و بر خلاف آنچه ميزبان به مهمان خود گويد « خوش آمديد » اينان گويند :
«
لا مَرْحَباً بِهِمْ
- خوش آمدشان مباد . » يعنى جايى كه آنها را بگنجاند وجود ندارد و هيچ كس ورود آنها را نمىپذيرد ، و الرّحب به معنى جاى فراخ است ، پس گويى مىخواهند بگويند كه :
جاى تنگ است و با آمدن آنها تنگتر مىشود ، و نفرين و دشنام خود به آنها را چنين تعليل مىكنند كه آنها اهل دوزخند ، و آيا به كسى كه به دوزخ افكنده خواهد شد ، خوشامد و « جاى فراخ باد » گويند ؟ ! / 392 «
إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ
- كه به آتش مىافتند . » و اين است آنچه پروردگار ما آن را به گفته ذات متعال خود تأكيد مىكند :
«
كُلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها
- هر امّتى كه به آتش داخل شود امّت همكيش خود را لعنت كند » . « 62 » [ 60 ] و آن گاه نزاعى سخت ميان دو طرف پديد آيد كه به مبارزه و پيكار منجر شود ، و در آن ميان مسئوليت را بر گردن يكديگر افكنند .
«
قالُوا
- گويند ، » يعنى پيروان كه به سخن سركشان پاسخ مىدهند ، بدان گاه كه درود و حسن استقبال به دشنامگويى در ميانشان تبديل شده است :
«
بَلْ أَنْتُمْ لا مَرْحَباً بِكُمْ
- نه ، بلكه خوش آمد شما را مباد ، » زيرا شما سبب اين وضع بودهايد و از شما اين آزار و عذاب برآمده است ، و پيروان به مشاجرهء خود با سركشان ادامه مىدهند و مىخواهند موضعگيرى خود را
هامش
( 61 ) - متن : كضيق الزّجّ بالرّيح ، مأخوذ از نور الثقلين ، ج 4 ، ص 467 / و الزّجّ چنان كه به نظر مىرسد همان خيك باشد .
( 62 ) - اعراف / 38 .