/ 367
شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است
رهنمودهايى از آيات :
در جايهايى ديگر از قرآن ، آيات به داستان ايّوب ( ع ) به مناسبت گفت و گو از صبر ، ( جنبهء مشهور زندگى آن حضرت - عليه السّلام - ) پرداخته ، تا آن جا كه « صبر ايّوب » مثل شايع شده است . امّا در اين سوره داستان در روند گفتوگو از رابطهء درست با سلطه و دارايى و تندرستى آمده است ، نعمتهايى كه سزاوار نيست بشر را به بندگى كشاند و چون چيزى از اين قبيل روزى او شد مغرور گردد و اگر از دست او رفت نوميدى او را بكشد و هلاك كند .
آنچه داستان سليمان و ايّوب - عليهما السلام - در آن اشتراك دارند و به هم مىپيوندند اين است كه هر دو داستان ما را به مجسّم ساختن نفس ربّانى رهنمون مىشوند كه به نعمت و ملك شادمان و فريفته نمىشود ، همچون نفس سليمان ، و اگر بهرهورى و متاع دنيا را از دست داد نوميد نمىگردد ، همچون نفس ايّوب - عليهما السّلام - . با وجود آن كه اين دو مثال از زندگى دو شخصيّت است - در واقع - هر دو يك شخصيّتند ، زيرا اين فرد مؤمن است كه به زيب و زيور دنيا تعالى مىگيرد و از آن فراتر مىرود تا به خرسندى پروردگار خود برسد ، و هنگامى كه بدان دست يابد سپاس مىگزارد و شكر مىگويد و هنگامى كه آن را از دست بدهد صبر و بردبارى پيشه مىكند .
/ 368 ايّوب صاحب دارايى و خانوادهء بسيار و آبرويى نيكو در ميان مردم بود ، و اين همه را براى عمل به كارهاى نيك فراهم آورده بود ، ناگهان دارايى و خانوادهاش را از دست داد و پيكرش به مرضى دچار شد كه مردم به سبب آن او را