تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
حكمتهاى عرضه شدن پيامبران بر آزمون است . و خدا ايشان را به خود وامىگذارد و لحظه‌هايى چند عصمتشان را از آنان برمىدارد و ايشان مرتكب لغزشهايى مىشوند ، سپس به درگاه خدا توبه مىكنند تا رهبرانى شايسته براى بشريت در ميدان توبه - كه بزرگترين ميدان است - باشند ، هم چنان كه در ديگر ميدانها نيز رهبران مردمند . بر ما كه اكنون در حال مبارزه و نبرد هستيم واجب است كه آن بزرگان را چنان كه خدا به ما فرمان داده به ياد آوريم تا هيچ يك از ما خود را فراتر و بزرگوارتر از انتقاد و شنيدن آراء مردم دربارهء اقدامات خود نگيرد و نپندارد و در نتيجه هيچ يك از ما به نام اين كه نمايندهء پيشاهنگ پيشرو جامعه است خود را بالاتر از جامعه نشمارد . [ 26 ] مهمترين شروط حكمرانى كه در خونها و اموال مردم تصرّف مىكند ، اين است كه بر محور حق بگردد ، ولى چگونه صداقت حكمرانى كه مدّعى است به حق حكومت مىكند شناخته مىشود ؟ بيگمان هنگامى كه با هواى خود مخالفت ورزد و از تصميمى كه گرفته ، در صورتى كه بفهمد خطا بوده ، بازگردد و در برابر مردم بدان اعتراف كند و به درگاه خدا توبه آورد و روش خود را اصلاح كند . از اين جاست كه مىبينيم روند قرآنى ما را يادآور مىشود كه پروردگار بنده‌اش داود را ، پس از آن كه او را آزمود دانست كه با هواى خود مخالفت مىورزد ، و چون خطاى خويش را بشناسد از آن باز مىگردد ، در زمين خليفه ( و جانشين خود ) گردانيد . «
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ
- اى داود ، ما تو را خليفهء روى زمين گردانيديم . » همانا زمين و آنچه در آن است از بشر و جانداران و خاك امانتى است بر گردن تو و بر گردن هر حكمرانى و اين امانت مصون و محفوظ نمىماند مگر به حكم راندن حق ، امّا اگر به باطل حكم رانى زمين و آنچه از جانداران و مردم را كه بر آن است به فساد مىكشانى ، و خداى تعالى در توصيف كسى كه در حكم خود از باطل پيروى مىكند ، گويد : «
وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 338 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي