تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
خدا و بندگان او بوده است ؟ مشكلتر در اين امر اين كه اين رأى به بسيارى از تفسيرهاى ما راه يافته ، و هنگامى كه افكار خود را در تفسير قرآن از تورات تحريف شده اقتباس كنيم ، و چنين ظلم و كجروى و اين نادرستيها را به انبياء نسبت دهيم ، در اين صورت زيانى نمىبينيم كه مردى همچون متوكّل عبّاسى ، يا معاوية بن ابى سفيان و پسرش يزيد بر ما حكم رانند ، زيرا وقتى فرهنگ ما آلوده بدين افكار باطل باشد ، زودا كه ما را به پيروى از سلاطين و پادشاهان ستمگر ، بدين باور كه خليفگان خدا / 344 و امينان رسالت‌اند ، بكشاند . دوم : آزمونى كه داود عرضهء آن شد ، همان شتابزدگى و سرعت مبادرت او در صدور حكم بود بى آن كه از صاحب يك ميش دليلى بخواهد ، يا به نظر و دفاعيّات خوانده گوش فرا دهد ، چه - از لحاظ شرعى و منطقى - براى قاضى جايز نيست كه پيش از تحقيق در قضيه‌اى و توجّه به ديگر جوانبى كه بدان مربوط مىشود حكمى صادر كند . امام رضا ( ع ) پس از آن كه دستش را بر پيشانى خود كوفت ، در حالى كه رأى اوّل را رد مىكرد و رأى دوّم را بيان مىفرمود گفت : « ما از خداييم و به سوى او باز مىگرديم . شما به پيامبرى از انبياء خدا - عليهم السّلام - نسبت داده‌ايد كه در نماز خود سستى نمود ، تا آن جا كه به دنبال پرنده بيرون آمد ، سپس گناهى فاحش و سپس قتل كرد ؟ ( طرف سؤال گفت ) : اى زاده رسول خدا ! پس گناه او چه بوده ؟ گفت : واى بر تو ! در واقع داود - عليه السّلام - پنداشت كه خدا آفريده‌اى داناتر از او نيافريده است ، از اين رو خداى عزّ و جلّ آن دو فرشته را نزد او فرستاد كه از ديوار محراب بالا آمدند و ( يكى از آن دو ) گفت : «
خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ * إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ
- ما دو مدّعى هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است . ميان ما به حق داورى كن و پاى از عدالت بيرون منه و ما را به راه راست هدايت