همواره به درگاه ما توبه مىكرد ، يادآور . » هنگامى كه قرآن پيامبر را يادآور برادران پيشين خود از پيامبران مىشود و او را با ايشان و با صبرشان در سختى و آسايش ، و فراتر بودنشان بر عوامل مؤثر در زندگى دنيا انس و همسويى مىدهد ، و نيز هنگامى كه پيامبر ما را يادآور صبر و ذكر انبياء مىشود و اين كه ايشان در همه حال حتى هنگامى كه زخارف دنيا بر درهايشان انبوه شده بود به درگاه خدا توبه مىكردند ، سنّت و روشى پيموده شده را در برابر ما قرار مىدهد و راهى هموار را برابر ما مىگشايد كه بايد بر آن پايدارى ورزيم و بر هر آزارى در آن راه صبر كنيم .
اكنون بگذار داود را به يادآوريم . او قدرتمند صاحب دست بود ، و « اليد - دست » همان قوّت است و داود اسباب و عوامل قوت را دارا بود ، پس او از جهتى قوى بود و قرآن از او به « ذى الايدي - صاحب دستها » تعبير كرده است ، و « يد - دست » كنايه از قوّت / 336 و قدرت است . او از جهتى ديگر مؤمن هم بود و نشانهء ايمان او توبه است و بر بشر دشوار است كه ميان اين دو صفت را جمع كند ، زيرا عادتا صاحب قوّت آرزوى زخارف زندگى را دارد و به دنبال آنها مىدود ، گرچه با حق مخالفت ورزد .
مؤمن هم چنان كه به قوّت نيازمند است تا طرحهاى خود را در زندگى اجرا كند و به هدفها و خواستهاى خود برسد ، به ايمان نيز نيازمند است ، و اين نيازمندى براى آن است كه هر چه قوّت او را به ساحل غرور و نافرمانى بكشاند وى به انگيزه ايمان با توبه به درگاه پروردگار خود باز گردد .
[ 18 - 19 ] اين آيات از گوشهاى از قوّتى كه داود در حكومت خود بدان دست يافته بود با ما سخن مىگويد ، كه زندگى با هر دو بخش جامد و پوياى خود تسليم او شده بود ، و زندگى اين چنين به هر كس كه از حق پيروى كند سر فرود مىآورد ، زيرا او افزون بر نيروى غيب كه در آن صورت به دو كمك مىكند ، به سببها و قوانينى راه مىيابد كه رام كردن و تسخير زندگى را برايش ممكن مىسازد ، زيرا پردههاى ميان او و حقايق آفرينش فروافتاده و همه چيز به دو پاسخ موافق مىدهد .
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 326
مساهمون: احمد آرام
ص٣٢٦