گناه نباشد ، و اگر خدا چنان مىكرد هيچ كس از او نافرمانى نمىكرد ، ولى فرمانبردارييى كه خدا مىخواهد آن طاعتى است كه به انگيزهء شناخت به دو و بيم از آيندهء نافرمانى ، و آگاهى از نتايج فرمانبردارى صورت گيرد . خداى تعالى گويد :
«
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
- اگر پروردگار تو بخواهد ، همهء كسانى كه در روى زمينند ايمان مىآورند . آيا تو مردم را به اجبار وامىدارى كه ايمان بياورند ؟ » « 10 » و گويد : «
وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
- اگر خدا بخواهد كه مردم را به گناهشان هلاك كند ، بر روى زمين هيچ جنبندهاى باقى نگذارد ، ولى عذابشان را تا مدّتى معيّن به تأخير مىافكند . و چون اجلشان فرا رسد ، يك ساعت پس و پيش نشوند » « 11 » و امام صادق ( ع ) گفت :
« چون ابراهيم ملكوت آسمانها و زمين را ديد ، روى بگرداند و مردى را ديد كه زنا مىكند ، پس بر او نفرين كرد ، و او بمرد ، سپس ديگر را بديد و نفرين كرد و او هم بمرد ، آن گاه سه تن را بديد و نفرين كرد و آن سه بمردند ، سپس خدا به دو وحى كرد كه اى ابراهيم درخواست تو مستجاب است پس بندگان مرا نفرين مكن ، زيرا اگر من مىخواستم آنان را نمىآفريدم ، من آفريدگانم را به سه دسته آفريدهام ، دستهاى كه مرا مىپرستند و هيچ چيزى را شريك من نمىآورند كه به آنان پاداش نيك مىدهم ، و دستهاى كه جز مرا مىپرستند كه چيزى از دست من نمىرود ، و دسته كه خود جز مرا مىپرستند و من از پشت آنها كسانى را به وجود مىآورم كه مرا مىپرستند » . « 12 » سوّم : براى آن كه بر مردم حجّت را تمام كند ، و آنان با وجود فرصتى كه پروردگار در دنيا به آنها داده است پس از مرگ از او درخواست مىكنند كه به دنيا
هامش
( 10 ) - يونس / 99 .
( 11 ) - النحل / 61 .
( 12 ) - نور الثقلين ، ج 1 ، ص 732 .