تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
ناگهان دو تن ديوار را مىشكافند و بر او ظاهر مىشوند ، آن دو از راه طبيعى كه همان در باشد نزد او نيامدند . «
وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ
- آيا خبر آن مدّعيان را شنيده‌اى كه از ديوار محراب برآمدند ؟ » صيغهء سؤال در اين جا عشق به آگاه شدن را در آدمى برمىانگيزد و گوشهاى او را براى پرسنده تيز مىكند كه چيزى را از وى مىپرسد كه نمىداند ، بويژه آن كه مورد سؤال طرفه داستانى است شگفت انگيز ، يعنى بالا رفتن از ديوار محراب به قصد داورى بردن به نزد صاحب آن ! . آيا خبرى شگفت انگيزتر از اين شنيده‌اى ؟ [ 22 ] فصلهاى اين داستان به گونه‌اى اعجازآميز به يكديگر مىپيوندد ، از تعبير و طرح و عرضهء مطلب و پرتوافكنى آيات بر نقاط و مواضع مهمّ آن ، كه با هدفهاى قرار گرفتن آن در اين سياق قرآنى كه از سلطه و از شهريار توبه كار سخن مىگويد ، هماهنگى و انسجام دارد . به طبع هنگامى كه اين دو مدّعى بدين گونه بر داود وارد شدند ، بيم او را فرا گرفت . «
إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ
- وقتى بر داود وارد شدند ، وى از آنها ترسيد ، » چرا با آن كه ترسيدن از مردم مناسب پيامبران نيست ، داود ترسيد ؟ شايد پروردگار ما خواسته است اين نكته را در برابر بيان خود دائر بر وسعت ملك داود يادآور شود تا به بشر بگويد شما هر چند قدرت يابيد بالأخره بشريد و خدايانى نمىشويد ، و بشر به طبيعت خود مىترسد ، و جهل مىورزد و . . . و . . . پس در اين صورت چرا انسان مغرور شود و بدانچه دارد بنازد ؟ اين داود است ، شهريارى كه پرندگان و كوه‌ها رام او شده‌اند و پيامبرى است گرامى كه وقتى دو مرد از ديوار محراب بر او وارد مىشوند به هراس مىافتد . / 339 داود آثار ترس را در ضمير خود نهان داشت و شايد آثار ترس و بيم در چهرهء
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 329 | احمد آرام / السيد محمد تقي المدرسي