يعنى آيينى است نوپديد و بىريشه در تاريخ . دعوت آنها ضدّ اين دين از دو زاويه خطاست :
1 - آنها در ارزيابى خود دربارهء اين رسالت بر نگرش شيئيّت ( اثر كتيف ) تكيه كردند نه بر ديد منطقى ، پس بديهى است كه نتيجهء چنان نگرشى گمراهى آنهاست ! 2 - آنها به جستجوى شرعيّت رسالت و ريشههاى آن از خلال نگرشى فراگير به تاريخ بشرى نپرداختند ، و اگر چنان كرده بودند آن را دروغ ( و برساخته از خود ) نمىانگاشتند ، زيرا اين رسالت با يكصد و بيست و چهار هزار دعوت كه انبياء و پيامبران از پيش آوردهاند تلاقى و همخوانى دارد ، ولى آنها آن را تنها از وضع موجود يك نسل ( نسل خودشان ) ارزيابى كردند و سنجيدند .
/ 324 در حديثى پشت در پشت از امام باقر - عليه السلام - در مورد نزول اين آيه آمده است كه گفت :
« ابو جهل بن هشام همراه گروهى از قريش بيامد و بر ابى طالب وارد شدند و گفتند : برادرزادهات ما را آزار داده و خدايان ما را آزرده است ، او را بخوان و به دو بفرماى كه دست از خدايان ما بدارد ، و ما هم دست از اللَّه مىداريم . ( راوى ) گويد : ابو طالب نزد پيامبر كس فرستاد و او را بخواند . چون پيامبر وارد شد به اتاق و به هيچ مشركى ننگريست و گفت : سلام بر كسانى كه هدايت را پيروى كردند .
آن گاه بنشست و ابو طالب وى را از سببى كه آنها براى آن آمده بودند آگاه كرد .
پيامبر گفت : آيا سخنى را مىخواهند كه براى آنان به از اين باشد و با آن كلمه بر عرب سرورى يابند و گام بر گردنهاى آنها نهند ؟ ابو جهل گفت : آرى ، و آن كلمه كدام است ؟ گفت : اين كه بگوييد : لا إله الّا اللَّه هيچ خدايى جز خداى يكتا نيست .
( راوى ) گويد : آنها انگشتهايشان در گوشهايشان نهادند و گريزان بيرون رفتند ، در حالى كه مىگفتند : «
ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ
- ما در اين آخرين آيين چنين سخنى نشنيدهايم و اين جز دروغ ( و