كشف و ديدنش عاجز است مىكشد ، و آنچه را دارد در آنى از او مىستاند . از مطالبى كه در تاريخ ذكر مىشود اين است كه مردم بر خليفهاى از خلفاى عبّاسى شوريدند و چشم او را ميل كشيدند ، و لباسهايش را كندند و آنچه را از اموال مسلمانان در تملّك خود آورده بود مصادره كردند ، تا آن جا كه بر در مسجد به گدايى از مردم ايستاد .
پروردگار ما از فراز عرش خود با متكبّران و بزرگنمايان مبارزه مىكند ؛ مىگويد : نيروهاى مادّى و بشرى و علمى خود را گرد آوريد و به جستجوى هر سببى از اسباب قدرت برآييد ، ولى سرنوشتتان جز سرنوشت اقوام پيشين نيست ، آن جا كه پيامبران را دروغگو خواندند و با حق به ستيزه برخاستند ، خدا آنان را سرنگون و نابود كرد .
«
فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ * جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ
- پس با نردبانهايى خود را به آسمان كشند * آنجا لشكرى است ناچيز از چند گروه شكست خوردهء به هزيمت رفته . » پس هر چند بر اسباب قوت ( تعداد و ساز و برگ و كارشناسى ) تكيه كنند ( سودى ندارد ) ، زيرا تشكيلات نظامى بر اثر ارادهء الهى ، مستقيما يا جلوهگر بر دست مؤمنان از هم فرو مىريزد . كلمهء « جند » مبتداست و « ما » از ادات تقليل است و خدا با كاربرد آن خواسته است نيروى آنها را كوچك شمارد ، و « هنالك » اشاره به مكان دور است كه نيز براى كوچك شمردن به كار رفته است . پس معناى آن چنين مىشود كه بگوييم آن جا ، آن دور دستها لشكر گونهاى است شكست خورده ، از چند گروه . و در روايات آمده است كه مقصود در تأويل آيه همان مشركانند در مكّه كه براى جنگ با اسلام حزب ساخته بودند ، و خدا به پيامبر خود مژدهء شكست آنها و غلبهء وى را بر آنان داد .
[ 12 ] براى آن كه پيامبر در راه دعوت براى حق استقامت ورزد ، و با ستيزهء كافران مقاومت كند / 327 او را به مبارزات پيامبران با اقوام پيشين يادآور مىشود و متذكّر مىگردد كه اينان نيز هم چنان كه در مورد آنان روى داد ، به زودى شكست