كسانى كه پيش از آنها گرفتار عذاب شدهاند بهره نجستهاند .
«
بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ
- و هنوز عذاب مرا نچشيدهاند . » از كلمه « لمّا هنوز » مستفاد مىشود كه عذاب آنان در انتظارشان است .
[ 9 - 10 - 11 ] و سبب سوّم : غرور مال و قوّت ( يا زر و زور ) است كه آنان را فراگرفته ، و چنان شدهاند كه به همهء امور از خلال اين دو مىنگرند ، و در نتيجه در ضمير خود نيازى به رسالت نمىبينند . و پروردگار ما اين خويشتن بزرگى آنان را از طريق مقايسه آنچه آنها دارند با آنچه از ملك و قوّت نزد خداست ، درهم مىكوبد و فرو مىريزد .
«
أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ
- يا آن كه خزانههاى پروردگار پيروزمند بخشندهات در نزد آنهاست . » هرگز . . . و يكى از خزانههاى خدا رسالت است كه آن را بر هر يك از بندگان مخلص خود كه بخواهد فرو مىفرستد . وانگهى آنچه نزد آنهاست در معرض اين تهديد دائم قرار دارد كه خدا با پيروزمندى خود آن را سلب كند و بازگيرد ، چه آن بخشش و عطايى است از سوى خدا و ملك شخصى نيست . آن گاه بگذار آنچه را آنان دارند با آنچه نزد خداست مقايسه كنيم ، و ببينيم از ظاهر زندگى كه جزئى بسيار اندك از ملك خداى تعالى است چه چيزى در تملّك خود دارند :
/ 326 «
أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما
- يا فرمانروايى آسمانها و زمين و هر چه ميان آن دو هست از آن آنهاست ؟ » پروردگار ما آنان را به كوچكى و ناچيزى آنچه دارند و عظمت آنچه خدا دارد يادآور مىشود ، زيرا آنها - چنان كه پيشتر اشاره شد - به منطق زور تكيه مىكنند ، و خدا خواسته است به آنها توضيح دهد كه پيروزمند در قوّهء منطق و نيز در منطق قوّت هموست .
راستى را كه اين انسان كه غرور زمام او را به دست گرفته و با پروردگار خود مىستيزد ناتوانتر از آن است كه كوچكترين مقاومت و مبارزهاى را تحمّل كند ، پس خدا سلطانى متكبّر و بزرگى فروش را با ميكربى كه تازهترين دستگاهها از