خواهند شد .
پروردگار ما براى آن كه بدين حقيقت ايمان بياوريم ، ما را به نگريستن به تاريخ دعوت مىكند ، زيرا تاريخ سرشار از شواهدى قاطع بر اين حقيقت است . پس كسانى را كه رسالتهاى خدا را رد كردند و بدانها و به پيامبرانش سر فرود نياوردند هلاك كرده و نيروى آنها هيچ گزندى را از آنان دور نساخته و سودى به آنها نرسانده است .
«
كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ
- چه بسا مردمى را كه پيش از آنها به هلاكت رسانيديم . » « القرن » مردمى هستند كه از لحاظ زمان و مكان با هم زندگى مىكنند ، و « كم » از ادات استفهام است كه در اين جا دلالت بر كثرت دارد . و خدا وقتى اين ادات را در تعبير مىآورد مىخواهد ما را رهنمون شود كه اين سنّت و روش تنها يك بار بروز نكرده است بلكه سرتاسر تاريخ شواهدى بر آن است و اين سنّت الهى در خور آن است كه امتها از آن اندرز گيرند ولى امّتها خطاى خود را دير كشف مىكنند و بدان هنگام توبه سودى ندارد .
«
فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ
- آنان فرياد برمىآوردند ولى گريزگاهى نبود . » گفتهاند : « لات » در اصل لا بوده ( براى نفى جنس يا مشبهة بليس ) سپس تاى تأكيد نفى بر آن افزوده شده چنان كه به ثمّ و ربّ نيز به همين منظور اضافه مىشود .
« مناص » گريزگاه و زمان و مكان فريادرسى است ، و گويند « ناصه ينوصه » هنگامى كه كسى فرياد كمك و استغاثه برآورد .
قرآن وضع آنها را هنگامى كه فرياد كمك و توبه و اظهار رنج و درد برمىآورند چنين توصيف كرده ، و بر اطلاق سخن رانده / 319 تا خيال ما را به پهنه تمام مفردات و انواع فريادهاى يأس آميز آنها ببرد .
ولى وقت و زمان اقدام منقضى شده است . مگر نه آن كه فرصت براى