شده كه پيامبر با تحميل اندوه و نگرانى بىحد بر خود به خاطر كسانى كه رسالت را نمىپذيرند خويشتن را نكشد ، و بداند كه مسئوليّت او به رساندن رسالتش پايان مىيابد ، و اين امر براى مؤمنانى كه در خطّ پيامبر ( ص ) راه مىسپارند نيز مهمّ است ، پس وظيفهء ايشان اين است كه خود و رفتار خويش را بر حسب تعليمات پروردگارشان ضمن دعوت مردم به سوى او ، تطبيق دهند و هماهنگ كنند ، اگر مردم ايمان آوردند به ايشان مىپيوندند ، و اگر كفر ورزيدند خود دانند و كار خود ، و از مؤمنان خواسته نشده كه بيش از حدّ لزوم در راهنمايى مردم زيادهروى كنند ، زيرا اين كار ايشان را از پارهاى وظايف واجب ديگر باز مىدارد ، و حركت آنان را به عقب مىافكند ، بدين لحاظ كه ايشان كوششهايى مكرّر به كار مىبرند كه شايستهتر است آنها را در مورد كارها و طرحهايى مصروف كنند كه كار را يك گام به پيش ببرد .
[ 180 ] در پايان اين سوره كه روند آن به بررسى موضوع شرك و پارهاى انديشههاى / 300 خطا و تصوّراتى كه مشركان بدان معتقدند پرداخته است ، منزّه شمردن خداى عزّ و جلّ را با گرامىترين و شكوهمندترين الفاظ در پيشگاه ذات متعال او مىيابيم كه همان لفظ « سبحان » است .
دعوت قرآن از مؤمنان در اين خصوص كه در اندرز دادن به مشركان زيادهروى نكنند بدين معنى نيست كه به وجود مشركان و آنچه آنها ادّعا مىكنند و انجام مىدهند راضى شوند ، بلكه بر مؤمنان واجب است كه براى منزّه شمردن خدا در تسبيح باشند ( و سبحان اللَّه گويند ) و اين براى آن است كه از شرك مشركان تأثير نپذيرند ، زيرا از ويژگيهاى طبيعت بشر تأثيرپذيرى از انديشههاى ديگران است ، هر چند جزئى باشد ، و اگر قادر نيستند كه به كردار يا گفتار در برابر مشركان موضعگيرى كنند ، پس در دلهاى خود ، بسيار و بسيار به تسبيح پروردگار خويش بپردازند .
«
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ
- منزّه است پروردگار تو - آن پروردگار پيروزمند - از هر چه به وصف او مىگويند . »