با خطّ ايشان مىجنگد .
[ 182 ] اگر خاستگاه حركت انسان به تسبيح حقيقى براى خدا ، و مسير و حركت او الهام گرفته از رسالتهاى پيامبران ، و تأسّى به ايشان باشد ، به يقين عاقبت نيكو خواهد بود ، و انسان را به سوى شكر و ستايش بر هدايت و بركت و بهشتى كه نتيجهء آن است و آن را دريافت خواهد كرد ، سوق مىدهد ، زيرا پايان راهپيمايى در راه خدا همان اطمينان و خشنودى است ، و خداى تعالى بدان اشاره كرده و گفته است : «
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى
- به زودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خشنود شوى » . « 60 » و نيز گفت : «
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ *
- اى روح آرامش يافته * ( و روح جز به ذكر خدا آرامش نمىيابد )
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
- خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت برگرد » ، « 61 » و اصولا مؤمن به طبيعت و سرشت مكتبى به قضا و قدر خدا خشنود است ، چه ايمان دارد كه آنچه خدا به حكمت خود براى او برگزيده بهتر از چيزى است كه خود بر آن دست يابد ، پس در سختى و آسايش او را حمد مىگويد و مىستايد .
«
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
- و حمد از آن پروردگار جهانيان است . » در اين آيه به اساس رابطهء انسان با ديگر افراد بشر اشاره شده كه به رابطهء او با خدا و با پيامبران شبيه نيست ، ولى رابطهء احساس واحد به بندگى خداست .
روايات مؤكّد بر مستحبّ بودن خواندن اين آيات سه گانه در پايان / 303 هر مجلسى كه بنده در آن مىنشيند و سخن مىگويد آمده است .
از اصبغ بن نباته ، از امير المؤمنين ( ع ) از پيامبر خدا ( ص ) مروى است كه گفت :
« هر كس كه خواهد به پيمانهاى پرتر به روز قيامت او را پاداش دهند ، بايد آخرين سخنش در مجلس خود اين باشد : «
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ
*
هامش
( 60 ) - الضحى / 5 .
( 61 ) - الفجر / 27 - 28 .