همچون قرآن كه خدا آن را چنين توصيف مىكند : «
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ
- و اين قرآن را براى پندگيرى آسان كردهايم ، آيا پندگيرندهاى هست ؟ » . « 50 » اين تفكّر پايه دشوار خوانان و پيچيدگى جويان را درهم مىريزيد / 273 كه روش تكلّف و دشوارنگرى در آيات خدا را با تفسير آن به تفسيرهايى پيچيده ، يا از طريق اشعار جاهلى و احاديث و سببهاى نزولى كه غالبا اسنادى ضعيف دارند ، در پيش گرفتهاند ، و حتى برخى از آنان خواستهاند قرآن را از طريق انديشههاى دخيل و بيگانهء وارداتى تفسير كنند تا آن جا كه گويندهاى از آنان گفته است هر كس بخواهد قرآن را تفسير كند بايد نخست انديشهء ماركسيسم را بخواند .
[ 118 ] در اين جا دو نعمت پى در پى به مؤمنان مىرسد : يكى از آنها افزون شدن فرصت هدايت و رهيابى با فرو فرستادن وحى است ، و دوّمى هدايت الهى براى آنها پس از پذيرفتن وحى و مراعات و به كار بستن قوانين و مقرّرات آن است .
اگر نعمت عام باشد تمام مردم را فرا مىگيرد و همه از آن بهرهمند مىشوند و پروردگار ما به هر شهرى هشدار دهندهاى مىفرستد ، امّا نعمت دوم تنها به مؤمنان اختصاص دارد ، و از اين رو پروردگار ما موسى و هارون را به هدايت مخصوص گرداند و گويد :
«
وَ هَدَيْناهُمَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
- و آن دو را به راه راست هدايت كرديم . » [ 119 - 120 ] خدا روند گفتگو دربارهء موسى و هارون را به سياق عامّ اين سوره كه از پاداش بندگان مخلص خدا و نيكوكاران با ما سخن مىگويد مىپيوندد ، و اين پيوند را از طريق اشاره به پاداش آن دو شخصيّت - عليهما السلام - برقرار مىكند .
«
وَ تَرَكْنا عَلَيْهِما فِي الْآخِرِينَ * سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُونَ
- و نام
هامش
( 50 ) - القمر / 17 .