او چنان كه مورّخانش ناميدهاند دوّمين پدر بشريّت پس از آدم ( ع ) است .
«
وَ لَقَدْ نادانا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ
- نوح ما را ندا داد و ما چه نيك پاسخ دهندهاى بوديم . » امّا نوح ( ع ) هنگامى كه پروردگار عزّ و جلّ خود را ندا داد از او چه مىخواست ؟
بعضى از مفسّران گفتهاند كه بيگمان او هنگامى كه قومش نافرمانى كردند هلاك آنها را خواست ، و استدلال به گفتهء خداى تعالى از زبان نوح ( ع ) كردهاند كه : «
رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً
- اى پروردگار من ، بر روى زمين هيچ يك از كافران را مگذار » . « 31 » ديگران گفتهاند كه او از خدا خواست كه او را پس از سالها دعوت و آزادى كه به سبب آن از كافران ديده است از چنگ آنها نجات دهد . شايد اين آيه چنين تفسير شود كه نوح - عليه السّلام - از پروردگار خود درخواست هدايت و تشريف به رسالت را براى نجات دادن مردم درخواست كرد ، چه بسا كه پيامبران ( ع ) مىدانند كه به زودى مبعوث خواهند شد ولى اين آگاهى با / 249 عدم آگاهى آنان از اين كه زمان بعثتشان چه وقت خواهد بود ، منافاتى ندارد ، و از اين رو مىبينيم كه ايشان خود در آغاز تعجّب مىكنند يا مىترسند . پس ندايى كه از جانب راست كوه طور برخاست براى موسى ( ع ) امرى عادى نبود ، و همچنين پيامبر اكرم ما ( ص ) هنگامى كه نخستين بار جبراييل رسالت را بر او فروآورد ، به خانه رفت و جامه بر سر كشيد .
هنگامى كه پيامبران هدايت و بعثت را از پروردگارشان درخواست مىكنند ، خدا درخواستشان را اجابت مىكند و ايشان خود را براى تحمّل مسئوليّتهاى اين كار بزرگ آماده كردهاند ، و خداى سبحان به نوح - عليه السّلام - بيش از آن داد كه او خود انتظارش را داشت و شايد اين معنى گفته خداى تعالى باشد كه گويد : «
فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ
- چه نيك پاسخ دهندهاى بوديم » .
هامش
( 31 ) - نوح / 26 .