« پاكسازى و بىغش ساختن عمل از خود عمل بهتر است » . « 14 » و نيز گويد ( ع ) :
« پاكسازى عمل دشوارتر از خود عمل و خالص سازى نيّت از فساد و تباهى بر اهل عمل از طول جهاد دشوارتر است » . « 15 » اخلاص آن است كه در هر شرايطى و با نيّتى صافى دور از تأثيرپذيرى از عوامل مخالف با كردار عمل كنى ، و اين مرتبهاى است كه هيچ كس بدان نمىرسد مگر وقتى كه شخصيّت او ( از لحاظ فرهنگ و رفتار ) متناسب و هماهنگ با ارزشهاى مكتبى درست باشد ، نه با شرايط و فشارها يا عكس العملها و مصلحت سنجى .
شايد براى اين است كه قرآن گويد « المخلصين - خالص شدگان » به فتح لام ( كه اسم مفعول است ) نه المخلصين به كسر لام ، و قرآن اين صيغه را هرگز ديگر بار به كار نبرده است ، و مخلص كسى است كه خدا او را خالص و ناب ساخته و نفس و زندگيش را از عوامل تأثير گذار و آلودگيها پاك كرده ، تا آن جا كه تمام اعمالش تنها براى خدا كه شريكى ندارد صورت مىگيرد ، و شايد آيهء كريم : «
إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ
- همانا خدا از پرهيزگاران مىپذيرد » « 16 » ما را به همين مفهوم دلالت كند .
/ 229 چيزى كه اسلام پايهء اخلاص را بر آن نهاده همان پيگيرى دائم در آن است ، و گرنه در واقع انسان ، هر انسانى لحظهاى دارد كه در آن لحظه عمل و دعاى خود را خالصانه براى خدا انجام مىدهد ، پس يك عمل تنها و جداگانه پذيرفته نمىشود ، بلكه به عموم رفتار و حركت انسان مىپيوندد ، و آنچه در آن شك نيست اين است كه امرى كه يك بار از كسى سرزند جزو صفات او نمىشود مگر آن كه عادت و روش او گردد .
هامش
( 14 ) - بحار الانوار ، ج 71 ، ص 90 .
( 15 ) - بحار الانوار ، ج 77 ، ص 288 .
( 16 ) - المائدة / 27 .