بوديم . » سادهترين و روشنترين احكام عقل همانا ضرورت پيروى از راهنمايان راه يافته است ، و بر آن كسانى كه از گمراهان تقليد يا پيروى كردهاند پروردگارشان به موجب همين حكم كه عقل به روشنى بسيار آنها را بدان ره نموده است ، احتجاج مىكند .
/ 218 [ 33 ] قرآن در ردّ توجيهات آنان و اينان تأكيد مىكند كه ستم ميان مستكبران به سبب ستمگريشان و اجتماع به سبب سكوت و منفى گراييش مشترك است ، و به زودى به سرانجامى واحد ، و پاداشى جامع منجر خواهد شد ، و اين درست همان معنى مسئوليّت است .
«
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ
- در آن روز همه در عذاب شريكند . » شايد اين آيهء كريم به فكرى مهم اشاره مىكند ، كه - اگر انسان آن را بفهمد و در آن ژرف بينديشد ، و بدان عمل كند - بر اثر آن سزاوار است كه انسان نفس خود را تزكيه كند و بر پايهء ايمان پرورش دهد ، و آن فكر اين است هر كس مسئوليّت را متوجّه نفس خود كند و همواره نفس خويش را متّهم بشمارد ، نقش ديگران هر چه خواهد باشد . و اين از صفات پرهيزگاران است كه امامشان ، امام المتّقين ، على ( ع ) بدين گفته آنان را وصف كرده است :
« موجب آشفتگىشان كارى است بزرگ . از كردار اندك خود خرسندى ندارند ، و طاعتهاى فراوان را بسيار نشمارند . پس آنان خود را متّهم شمارند و از كردههاى خويش بيم دارند . اگر يكى از ايشان را بستايند ، از آنچه ( دربارهء او ) گويند بترسد ، و گويد : ( من خود را از ديگران بهتر مىشناسم و خداى من مرا از خودم بهتر مىشناسد . بار خدايا ! مرا مگير بدانچه بر زبان مىآرند ، و بهتر از آنم كن كه مىپندارند ، و بر من ببخشاى آن را كه نمىدانند . ) » . « 10 »
هامش
( 10 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 193 ، ص 304 ؛ ترجمهء دكتر شهيدى ، ص 226 .