تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
هنگامى نقش اين نگرش مؤمن را نسبت به نفس خويش مىشناسيم كه طبيعت نفس بشر را كه در توجيه و بهانه‌تراشى به سر مىبرد و براى گريز از بار مسئوليّت مىكوشد شناخته باشيم ، و در يك كلام : بايد بدانيم كه رفتن ستمگران به دوزخ و كشيدن بار عذاب دردناك به وسيلهء آنها ، به معنى برائت و بر كنار ماندن ما نيست ، بلكه دليلى است بر سرانجام يكسان و واحد ، هم براى آنها و هم براى ما ، در صورتى كه در برابر آنها خاموش مانده و از كردارشان خرسند بوده‌ايم . [ 34 ] و حتّى براى آن كه انسان نپندارد كه اين سخن تنها متوجّه گروهى است كه در / 219 روزگاران پيشين بوده و سپرى شده‌اند ، و بويژه كه اشارهء به آنها با ضمير غايب « فإنّهم - پس همانا ايشان » آمده است ، قرآن به سخن خود دربارهء آنها تأكيدى جداگانه مىافزايد و مىگويد اين سرانجام شامل هر تبهكارى مىشود ، پس سرانجام تبهكارى كه با قوانين خدا مخالفت ورزد ، و از هواى نفس پيروى كند ، و خود را بپرستد ، و به ديگران آزار رساند ، عذاب دردناك است . «
إِنَّا كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ
- ما با مجرمان چنين مىكنيم . » [ 35 ] اين مجرمان و تبهكاران چه كسانند ؟ و صفاتشان چيست ؟ و ما چگونه از سرانجام دردناك آنها بپرهيزيم و بر كنار مانيم ؟ سياق مطلب در توضيح اين نكته نياز به مقدّمه‌اى براى معرّفى مخالفان اين گروه دارد كه همان پرهيزگاران باشند ، تا صورت قضيّه براى كسى كه خواستار نجات است كامل شود ، و حجّت و گفتهء درست بر منكران ثابت گردد . بزرگترين ويژگى پرهيزگاران توحيد است ، هم چنان كه شرك به خدا خطرناكترين و مهمترين گناه مجرمان است كه سرسپردن به لا إله الّا اللَّه را رد مىكنند ، و به جاى خدا نظايرى براى ما مىانگارند و به پرستش مىگيرند . در واقع مردود دانستن و نپذيرفتن سلطه‌هاى فاسد ، و نظامهاى منحرف ، و ردّ تقليد كوركورانه از رجال گمراه ، نخستين شرط رسالتهاى خداست . «
إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ
- چون به آنان گفته مىشد كه جز خداى يكتا خدايى نيست تكبّر مىكردند . »