تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
مردم آنها و آنچه را در دستهاى آنهاست رها كنند ، چيزى جز آنچه به دستشان افتاده نمىيابند . آن جوانمرد گفت : فدايت شوم ، آيا مرا راه بيرون شدن از اين وضع هست ؟ گفت : اگر بگويم آن را انجام مىدهى ؟ گفت : آرى هم چنان مىكنم ، گفت : اموالى را كه از ديوانهاى آنها به دست آورده‌اى كنارى بگذار ، اگر صاحبش را يافتى آن را به دو بازگردان ، و اگر صاحبش را نشناختى از جانب او صدقه بده ، و من ضمانت مىكنم كه بر خداست كه تو را به بهشت ببرد ، ( على بن ابى حمزه ) گفت : آن جوانمرد مدّتى دراز سر به زير افكند : و سپس گفت : فدايت شوم ، چنين كرده‌ام ، ابن ابى حمزه گويد : آن جوان با ما به كوفه بازگشت و چيزى بر روى زمين براى خود باقى نگذاشت ، حتى لباسى را كه بر تن داشت بيرون آورد . ( ابن ابى حمزه ) گويد : ما براى او به تناسب مالى سرشكن كرديم و جامه‌اى برايش خريديم ، و خرج معاشى به دو داديم » . « 12 » [ 36 ] از آن جا كه عمل به مضامين توحيد اين چنين دشوار است ، مىبينيم بسيارى از مردم در برابر اندرز تكبّر مىورزند و به موعظه گوش نمىدهند ، و غرور و تكبّر آنها را به گناه مىكشاند ، و حتى صاحب رسالت را به بىارزشترين تهمتها متّهم مىكنند ، چنان كه دربارهء پيامبران گفتند كه ايشان شاعرانند ( و بدين وسيله حكمت آموزى و رهنمايى را از ايشان نفى كردند ) / 221 سپس گفتند كه ايشان به يقين ديوانه‌اند ، هم چنان كه پيامبران را به رياست دوستى متّهم كردند و مدّعى شدند كه دعوت ايشان به سوى خدا جز وسيله‌اى براى فرمان راندنشان بر اينان نيست . «
وَ يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَتارِكُوا آلِهَتِنا لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ
- و مىگفتند : آيا به خاطر شاعرى ديوانه خدايمان را ترك گوييم ؟ » اين چنين ضرورى است كه اهل رسالت دشواريهاى اصلاح حقيقى را كه در توحيد تجسّم يافته بشناسند ، و گردنه‌هايى را كه در راه وصول بدان فرا روى ايشان قرار مىگيرد بفهمند تا هنگامى كه در آغاز كار با ردّ افراد برمىخورند
هامش
( 12 ) - بحار الانوار ، ج 75 ، ص 375 .