تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
هم چنان كه در اتّهام اينان اشاره‌اى به روش طاغوتان و گردنكشان در گمراه ساختن مردم موجود است . پس پيشوايان كفر و ستم از خود به دو امر رفع تهمت مىكنند كه بر محور اشاره به آمادگى براى انحراف در وجود انسان دور مىزند : نخست : «
قالُوا بَلْ لَمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ
- گويند : نه ، شما ايمان نياورده بوديد . » و هنگامى كه انسان به عقيده‌اى مؤمن و به مبدئى ملتزم و پايبند نباشد با سستى عزم و ضعف اراده و خلأ فرهنگى و رهبرى در درون خود به سر مىبرد ، و در معرض انحراف قرار مىگيرد ، اوّلا : براى آن كه گردنكشان انواع گوناگون فشار را بر او وارد مىسازند تا او را تسليم خواستهاى خود كنند ، او را تشويق و ترغيب مىكنند و بر او منّت نهند ، سپس تهديدش مىكنند و بيمش مىدهند ، آن گاه گمراهش مىكنند و فريبش مىدهند ، و چگونه - بدون ايمان به خدا و اطمينان به يارى او - در برابر اين همه فشار پايدارى ورزد و استوار بماند ؟ ثانيا : بر بشر محال است كه به طبع خود در خلأ به سر برد ، پس اگر مثلا به اسلام عقيده نداشته باشد و مال و نيروها و امكانات خود را براى آن صرف نكند ، بيگمان به مبدئى ديگر معتقد خواهد شد و نيروهاى خود را در راه آن اعتقاد به كار خواهد برد . در حديث از امام باقر ( ع ) آمده است كه گفت : « هيچ بنده‌اى نيست كه از صرف كردن مالى در راهى كه موجب خشنودى خداست بخل ورزد مگر آن كه به بلايى دچار شود كه چندين برابر آن را در راهى كه موجب خشم خداست صرف كند » . « 7 » امّا مؤمن با اعتقاداتى كه باطل كنندهء ايمان اوست مىستيزد و در برابر افكار توجيهى و دفع مسئوليّت و فرهنگ منفى گرايى به وسيلهء فرهنگ رسالتى پايدارى مىورزد ، و پيوستن به حزب شيطان و رهبرى / 216 طاغوت را با پيوستن به حزب اللَّه و
هامش
( 7 ) - بحار الانوار ، ج 78 ، ص 173 .