«
وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ
- و گمراهان از پى شاعران مىروند » « 33 » آمده است :
« اين آيه دربارهء كسانى آمده است كه دين خدا را تغيير دادند ؛ و با فرمان خداى عزّ و جلّ مخالفت ورزيدند . آيا هرگز كسى شاعرى را پيروى مىكند ؟ بلكه اين بيان ناظر بر كسانى است كه دين خود را به رأى خويش بنا نهادند و مردم بر آن پايه از آنها پيروى كردند » . « 34 » / 165 در روايتى پشت در پشت از ابى جعفر الباقر ( ع ) در تفسير همان آيه آمده است كه گفت :
« آيا ديدهاى كسى شاعرى را ( از لحاظ كيش و مذهب ) پيروى كند ؟
بلكه آنان گروهى هستند كه جز از راه دين به فقاهت پرداختند و ( خود ) گمراه شدند و ( ديگران را ) گمراه كردند » . « 35 » اين دربارهء فرهنگ جاهليّت بود ، امّا دربارهء رسالتهاى الهى ( بايد گفت ) بدين ويژگيها تميز داده مىشوند :
نخست : اندرز و يادآورى هستند ، پس موجب برانگيختن عقل ، و سبب بيدار ساختن ضمير ، و تشويق فكر هستند ، و رساترين حجّت بر راستى و درستى آنها اين است كه با خرد انسان و فطرت توحيدى كه خدا در آن به امانت نهاده توافق و سازگارى دارند .
دوم : بلاغتى آشكار دارند ، و در آن پيچيدگى و لفّ و نشر ، و تعبيرهاى دشوار ، و كلمات ميان تهى و تشبيهات خيالى وجود ندارد ، بلكه بيان حقايق با روشنى بسيار است .
سوّم : انسان را از خطرهايى كه فرد و اجتماع را تهديد مىكند بيم مىدهند ، پس رسالتها توان را منفجر مىكنند و از هم مىگشايند ، به جاى آن كه آن را تخدير كنند ، و واقعيت موجود فاسد را به جاى آن كه توجيه كنند به باد انتقاد مىگيرند ، و
هامش
( 33 ) - الشعراء / 224 .
( 34 ) - نور الثقلين ، ج 4 ، ص 70 ، نقل از تفسير على بن ابراهيم .
( 35 ) - همان مأخذ .