براى بيان انكار آمده است ، به دليل گفتهء آنها كه گويند :
«
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
- اگر راست مىگوييد . » آنها ، پس از آن كه از عذاب هشدارشان دادند ، و به آنان فرمان داده شد كه از عذاب دنيا كه در پيش دارند و عذاب آخرت كه از پى خواهد آمد بپرهيزند ، در انتظار جزايى فورى بودند .
[ 49 ] به راستى ، نفس بشرى به سرشت خود ، جز حقايقى مشهود را كه در پيش روى دارد نمىبيند ، / 145 و از آيندهء دور ، گرچه از حقايق شناخته شدهء يقينى باشد ، بر اثر فشار شهوتهاى آنى ، و وسوسههاى شيطان كه نفس را از نگريستن به نهان باز مىدارد و به مشهودات و از آينده به حال مشغول مىسازد ، تأثير نمىپذيرد . ناگزير بايد عالم نهان و غيب تصوير شود ، و منظرههايى از آينده ابراز و اظهار شود تا نفس بدان بپردازد ، و شايد روش قرآن در تصوير مناظر رستاخيز و جزا با برانگيختن نيروى گمان و خيال بدين منظور صورت پذيرفته ، پس تنها اسلوبى در بيان نيست ، بلكه روشى است علمى در اصلاح نفس ، و ايجاد توازن ميان نيروى شهوت و حقايق نهان ، و به راستى مؤمنان كسانى هستند كه بر آينده اشراف دارند و با نيروى گمان به عالم غيب و نهان مىنگرند و با خودآگاهى از موجبات نهفته بيم و اميد تأثير مىپذيرند .
سياق آيه در اين جا گوشهاى از مناظر هلاك و سپس رستاخيز و بهشت و دوزخ را تصوير مىكند .
«
ما يَنْظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ
- اينان انتظار يك بانگ سهمناك را مىبرند ، تا بدان هنگام كه سرگرم ستيزه هستند فروگيردشان . » آنها شتابان زود رسيدن عذاب را خواهانند ، و مىگويند : پس اين وعده كى خواهد بود ؟ ولى با اين سخن در واقع انتظار امرى عظيم و واقعهاى صعب را مىكشند كه چون فرا رسد بازگرداند و به عقب افكندن آن ممكن نيست ، بانگى است سهمناك كه نظيرى ندارد ، زيرا نابود كننده است و تمام آنها را در حالى كه