ولى كافران ادّعا مىكنند كه توانگرى آنها و بينوايى فقيران امرى حتمى از سوى خداست .
«
قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا
- كافران به مؤمنان گويند . » / 143 كافران از اين رو مؤمنان را مخاطب ساختند كه مؤمنان بودند كه به آنها فرمان انفاق مىدادند ، زيرا خود به خدا ايمان داشتند ، و - بر حسب پندار و ادّعاى كافران - بر آنها بيشتر مىسزيد كه به قدر نيز ايمان داشته باشند ، از اين رو كافران مىگفتند :
«
أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ
- آيا كسانى را طعام دهيم كه اگر خدا مىخواست خود آنها را طعام مىداد ؟ » و نگفتند آيا انفاق كنيم ، زيرا آنها فقيران را حتى از طعامى كه حقّ هر موجود زندهاى است ، چه رسد به انسانى كه نزد پروردگار خود گرامى است ، محروم داشتند .
به دامنهء فرورفتن آنها در منجلاب بخل و روى گرداندشان از پرهيزگارى بنگر ! آرى ، خدا از روزى گسترده و وسيع خود به هر كه بخواهد روزى مىدهد ، ولى روزى اين گروه فقيران را به دست شما قرار داده ، تا ببيند شما چگونه رفتار مىكنيد ، و او خود - به موجب حديثى قدسى - فرمايد : « مال مال من است ، و فقيران عيال من ، و توانگران وكيلان من ، و بهترين آنها آن است كه نسبت به عيال من بهتر باشد » .
وانگهى پروردگار سبحان ما بنى آدم را گرامى داشته و آنها را در دنيا آزادگانى ساخته و در زمين روزى آنها را به مراتب بيش از رزقشان پراكنده و تأمين كرده است ، جز اين كه برخى با افكار جاهلى در كوشش كاهلى كردند و برخى روزى ديگران را زير چتر و پوششى از قوانين ظالمانه به خود اختصاص دادند و منحصر به خود كردند ، و اين هر دو سببهاى اصلى گسترش فقرند ، و از روشهاى پيكار با فقر ، مبارزه با فرهنگ جاهلى ، و اصلاح سازمانهاى ستمكار است ، و انفاق يكى از مهمترين راههاى پيكار با فقر محسوب مىشود ، زيرا بيگمان درمانى است