حركت خورشيد و ماه در وقت خود چنان دقيق و حساب شده است كه اگر بر حسب جزئى از يك ميليون جزء از ثانيه حساب كنى ، كمترين تفاوتى در آن نمىيابى . به راستى كه اين نشانهء نظام شگفت انگيزى است كه بر اين عالم هستى مىگذرد و قدرت الهى كه آن را به دقّت مهار و منظّم كرده است ، و در عين حال راهنماى ما در نگهداشتن وقت و تعيين زمان است .
وقت شناسى همانا بزرگترين مقياس و وسيلهء سنجش تمدّن آدمى است ، هر چه انضباط و احترام به وقت بيشتر باشد نشانهء همان درجه از پيشرفت بشر در زمينههاى تمدّن محسوب مىشود .
[ 40 ] ثبات نظم موجودات دليل تسلّط و چيرگى پروردگار مسلّط و قدرتمند است . اين خورشيد در برجهاى دوازدهگانهء خود هر سال يك بار مىگردد ( بر اين اساس كه آنچه مىگردد در واقع سيارهء زمين است ، امّا به نظر ما چنان مىآيد و در نتيجه بر حسب آنچه مىبينيم و حسّ مىكنيم ، مىگوييم : خورشيد دميد و غروب كرد و ( از نيمروز ) به زوال گراييد ، گرچه به راستى اين زمين ماست كه به دور خورشيد مىگردد ) .
«
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ
- خورشيد را نسزد كه به ماه رسد . » ماه هر ماهى يك بار در منزلهاى خود مىگردد ، در حال كه خورشيد هر سال يك بار مىگردد ، و خورشيد را نسزد كه در شتاب بر ماه پيشى گيرد كه در نتيجه فصلهاى چهارگانه سال را در ظرف يك ماه بر ما ظاهر شود .
/ 133 «
وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ
- و شب را نسزد كه بر روز پيشى گيرد . » پس ساعتهاى شب وارد روز نمىشود ، چنان كه روز بكاهد و كم شود ، مگر به اندازه و بر حسب نظامى ثابت از ميليونها سال پيش . و همچنين حركت خورشيد از خاور به باختر ثابت و بر يك قرار است .
شايد اين آيه نخست به ثبات نظام دورهء ساليانهء خورشيد ، و سپس به ثبات نظام شب و روز ، اشاره دارد .