بدين وسيله است كه نفوس آنها با شناخت پروردگار و دوستى و اعتماد به دو اطمينان و آرامش مىيابد ، و اين خود غذاى اصلى روح و خرد و ارادهء آنهاست كه به مراتب از جسمشان بزرگتر و مهمتر است .
[ 36 ] سياق آيات از بحث خوراك و نيازمنديهاى نزديك به زندگى بشر به بارزترين / 129 وجوه نياز آفريدگان مىپردازد . مردم و جانوران و ديگر چيزها جفت جفت به گونهاى آفريده شدهاند كه جفتها به يكديگر نيازمندند ، تا ما دريابيم و بفهميم كه اينها آفريدگانى هستند كه كارشان تدبير و تنظيم شده - و در نتيجه - در يابيم كه آفرينندهء آنها خود از هر حاجتى منزّه و مبرّاست ، و او پروردگار سبحان است كه تمام جفتها را آفريده است تا نشانهء تعالى و فراتر بودن او از عجز و ناتوانى باشند .
«
سُبْحانَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها
- منزّه است آن خدايى كه همهء جفتها را بيافريد . » همچنين هر عنصرى را كه در طبيعت وجود دارد ، و نقاط ضعف گواه بر نياز آنها به آفرينندهاى مدبّر است . مگر نه اين كه ناتوان خويشتن را نيافريده و كار خود را تدبير نكرده است ؟ ! و اگر خود خويشتن را مىآفريد طبعا خود را كامل مىساخت ، و اگر خود تدبير كار خويش را كرده بود خود را بىنياز و توانگر مىآفريد ، امّا خداى سبحان آفريدگان را در ضعف و ناتوانى بسرشت و آنها را به يكديگر نيازمند كرد ، تا گواهى دهند بر اين كه آفرينندهء آنها بىنيازى است توانمند ، و اگر در آفرينندهء آنها فرض ضعفى كنيم ، چنان آفريننده مفروضى خود آفريدهاى مىشود و آنچه در مورد ديگر آفريدگان صدق دارد از نيازمندى به وجود مدبّرى فرادست او ، در مورد او نيز صدق خواهد داشت .
بدين سان اين آيه با تسبيح و منزّه ساختن خدا آغاز مىشود كه ما را يادآور ضعف و ناتوانى آفريدگان باشد ، در حالى كه آيات پيشين ما را يادآور توان و قدرتى كه در موجودات هست مىشد .
كلمهء « سبحان » - چنان كه گفتهاند - عَلَمى است دالّ بر تسبيح و تنزيه ، و تقدير آن چنين است سبّح تسبيح الّذى خلق الازواج تسبيح و تنزيه كرد ،