6 . از اين حديث شريف استفاده مىشود كه اهل بيت معصوم هستند ؛ زيرا اهل بيت عِدل قرآناند و قرآن از خطا و لغزش مصون است . چگونه امكان دارد خداى متعال غير معصوم را عِدل قرآن قرار دهد ! ؟
چه اين كه اگر معصوم نباشند ، بايد به واسطهء خطا و لغزش از قرآن جدا شوند ؛ چون ديگر موجب نجات از گمراهى نخواهند بود ، پس عترت هم بايد معصوم باشند تا از قرآن جدا نشوند و در تمسك به آنان مصونيت از ضلالت باشد .
7 . پيامبر صلى الله عليه و آله در اين روايت مىفرمايد : دو چيز گرانبها را در نزد شما قرار دادم :
قرآن و عترت . اگر قرآن ، جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و بازدارنده از ضلالت و گمراهى است ؛ چون عترت را عِدل قرآن قرار داده ، عترت هم مانند قرآن از طرف آن بزرگوار ، جانشين است و در بعضى ) از روايات به جاى
« إني تارك »
، « مُخْلِف »
وارد شده است ، كه صريح در جانشينى است .
8 . امامت و رهبرى منحصر در اهل بيت است و اين مسئله از جملهء « لن تفترقا » ثابت مىشود كه معناى آن اين است كه قرآن از عترت و عترت از قرآن جدايىپذير نيستند ، زيرا همانگونه كه امت به قرآن نياز دارند ، به عترت نيز نياز دارند ، پس غيرِ عترت محتاج عترت است و كسى كه خود ، محتاج هدايت ديگرى است ، شايستهء امامت نيست .
9 . راه انحصارى هدايت ، فقط راه اهل بيت و قرآن است ؛ چه اين كه مىفرمايد :
اگر به اين دو تمسك كنيد هرگز دچار گمراهى نمىشويد ، و نيز معلوم مىشود كه هدايت و سعادت در قرآن و علم قرآن هم نزد عترت است ، و اين دو از يكديگر جدا نمىشوند ؛ به عبارت ديگر جملهء
« ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا أبداً »
قضيهء مشروطه است . « 1 »
عترت كيست ؟
در كتاب صحيح مسلم پس از نقل روايت ثقلين ، در ذيل همان روايت نقل مىكند
هامش
( 1 ) . قضيهء مشروطه : قضيهاى است كه در آن اسنادى مشروط به اسناد ديگر باشد ، مانند « اگر باران ببارد ، هوا لطيف مىشود » بر خلاف قضيهء حَمليّه كه در آن ، حكم به ايجاب يا سلب نسبتى مىشود بدون هيچ شرطى . عدم ضلالت مشروط به تمسك به قرآن و عترت شده است ، پس اگر تمسك به آن دو نباشد ، عدم ضلالت تحقق نخواهد پذيرفت .