لحتفه و شدّة وطأتِهِ ، و نَكال وَقْعَتِهِ ، و تنمّره في ذات اللّه .
شرح : راستى چه چيزى باعث شد كه اين چنين از ابوالحسن انتقام بگيرند ؟
صديقهء طاهره عليها السلام خود اين سؤال را مطرح مىفرمايند سپس در بخش بعدى پاسخ مىدهند :
آرى ، آنان از قاطعيت شمشير على عليه السلام و بىباكى او از مرگ ، و قدمهاى استوار ، و خشم الهى او در هراس بودند .
در طول تاريخ افراد زيادى بودهاند كه در برابر مرگ بىاعتنا بوده و بر اساس همين جرأت و جسارت نام آنان در تاريخ به عنوان مردان بزرگ ثبت شده است ، و يا افرادى هم بودهاند كه داراى اخلاص فراوان بودند ؛ ولى معمولًا جرأت و جسارت نداشتند .
صديقهء طاهره عليه السلام مىفرمايند اين دو صفت ، ( بى اعتنايى به مرگ و خلوص فراوان ) هر دو در على عليه السلام جمع بود و همين ويژگى خاص على عليه السلام - جمع اين دو صفت - موجب پيدايش حقانيت در على است و ازاينرو پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء وى مىفرمايد :
عليّ مع الحقّ و الحقّ مع عليّ ، و لن يفترقا حتى يردا عليّ الحوض يوم القيامة ؛ « 1 »
على با حق ، و حق با على است و هرگز از يكديگر جدا نمىشوند تا اين كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند .
خليفهء دوم دربارهء خدا جويى و حق گرايى على عليه السلام چنين مىگويد :
ابي مِجْلَزْ « 2 » گويد : عمر در جمعى گفت : چه كسى را پس از من جانشين مىكنيد ؟
كسى گفت : زبير بن عوام .
گفت : شخص دست بسته و بد اخلاقى است .
ديگرى گفت : طلحة بن عبيدالله .
گفت : چگونه مىخواهيد مردى را جانشين كنيد كه اوّل چيزى را كه رسول خدا صلى الله عليه و آله
هامش
( 1 ) . فضايل الخمسة ، ج 2 ، ص 109 ، به نقل از تاريخ بغداد .
( 2 ) . او ، لاحق بن حميد سدوسى و فرد موثقى است . از او احاديثى نقل شده است و در خلافت عمر بن عبد العزير پيش از وفات حسن بصرى در گذشت . ابن سيد ، الطبقات الكبرى ، ج 7 ، ص 216 .