تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
پس با بيان طيبى كلام نووى كه مدعى فضيلت است رد مىشود . رابعاً ، طيبى مىگويد : چون هارون عليه السلام ، مشبّه به ، خليفهء حضرت موسى عليه السلام در زمان حضرت موسى عليه السلام بوده خود تشبيه دلالت مىكند كه خلافت على عليه السلام در زمان حيات پيامبر صلى الله عليه و آله بوده است . در پاسخ اين شبهه نخست بايد گفت لازم نيست كه در تشبيه تمام صفات مشبّه به در مشبّه باشد ؛ بلكه يك صفت يا بيشتر - بنابر قصد متكلم در تشبيه - كفايت مىكند . « 1 » حال بنابر اصل فوق ، تشبيه در اين روايت به مقام و منزلت هارون عليه السلام است و نه تشبيه در تمام مسائل و خصوصيات ديگر زندگى هارون عليه السلام و اگر ملاك ، تمام خصوصيات بود ، اصلًا نمىبايست حديث منزلت از پيامبر صلى الله عليه و آله صادر مىشد ؛ چه اين كه هارون عليه السلام برادر ابى و امّى حضرت موسى عليه السلام بود ولى حضرت على عليه السلام پسرعموى پيامبر صلى الله عليه و آله است و اگر قرار است تشبيه در تمام صفات باشد بايد بگوييم چون على عليه السلام برادر ابى و امّى پيامبر صلى الله عليه و آله نبود پس خلافت هم ندارد ؛ چون هارون عليه السلام برادر ابى و امّى حضرت موسى عليه السلام بود و يا بنا به گفته نووى ، هارون عليه السلام چهل سال قبل از حضرت موسى عليه السلام از دنيا رفت چون با مرگ هارون عليه السلام خلافت هم خود به خود از بين رفته بايد خلافت حضرت على عليه السلام كه زنده است به دليل از دنيا رفتن مشبّه به از بين برود ! ؟ پس با اين قرينه‌ها به‌طور مسلم مىتوان گفت كه مراد از تشبيه فقط تشبيه در مقام و منزلت است و نه در مسائل ديگر ؛ و با اين بيان استدلال نووى و طيبى ساقط مىشود . پس با حديث منزلت مقام خلافت براى على عليه السلام ثابت است ، و با قرينه و استنباط نمىتوان آن را به زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله محدود نمود و چون سند و دلالت حديث قطعى است ، در خلافت حضرت على عليه السلام نمىتوان شك و ترديد كرد مگر اين كه براى عزل آن حضرت ، به نص ديگرى استدلال كنند ، و گرنه خود حديث منزلت اقتضاى محدوديت ندارد .
هامش
( 1 ) . جواهر البلاغه ، ص 214 ، نشر دارالفكر . در تعريف تشبيه چنين مىگويد : التشبيه اصطلاحاً عقد مماثلة بين أمرين أو أكثر قصد اشتركهما فى صفة أو أكثر بأداة لغرض يقصده المتكلم .
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 634 | عز الدين حسينى زنجانى