تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله سه مسئله فرموده كه اگر يكى از آنان را داشتم براى من از هر نفيسى محبوب‌تر بود . تا مىرسد به اين جا كه مىگويد : وقتى آيهء « قل تعالوا ندع أبنائنا و أبناءكم » نازل شد رسول خدا صلى الله عليه و آله على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را فراخواند و بعد فرمود : بارالها ! اينان اهل بيت من هستند . « 1 » 2 . ابوبكر بن ابىشيبه با اسناد خود ، از عايشه نقل مىكند : پيامبر صلى الله عليه و آله صبح خارج شد و به همراه او پارچهء سياهى بود . حسن بن على عليهما السلام آمد و او را داخل در زير آن پارچه كرد و بعد حسين عليه السلام آمد او را نيز در زير آن پارچه داخل كرد . سپس فاطمه عليها السلام آمد ، او را داخل نمود . و سپس على عليه السلام آمد ، او را هم داخل نمود . سپس فرمود : « إنّما يُريدُ اللّهُ لِيذهبَ عَنْكُمُ الرِّجسَ أهْلَ البيت و يُطهّركُمْ تَطْهيراً » . پس در اثبات امامت و خلافت اهل بيت دو حديث « منزلت » و « ثِقْلَين » كافى است ، گذشته از حديث متواتر غدير ، و روايات ديگرى كه در فضايل على عليه السلام و خاندان عصمت آمده است . اگر ما فرضاً از حديث غدير چشم بپوشيم ، باز هم دلالت اين دو روايت بر امامت و خلافت على عليه السلام و اهل بيت براى افراد منصف ، حجت بالغه است ! ازاين‌رو مىبينيم صديقهء طاهره عليه السلام مىفرمايند : لَفَظْتُهمْ بَعْدَ أنْ عَجَمْتُهمْ ؛ پس از آن‌كه آنان را خوب آزمودم به دور انداختم . يعنى پس از آن همه تأكيد پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دربارهء على عليه السلام - پس از رحلت آن بزرگوار - گويى على عليه السلام را نمىشناسند ، و گويى كه پيامبر صلى الله عليه و آله دربارهء مقام و شخصيت وى سخنى نگفته است ، و چنان از كنار مسئله بىتفاوت گذشتند ، مثل اين كه چنين احاديثى نيست !

چرا قريش به على عليه السلام تمايل نداشت ؟

متن : ما الذي نقموا من أبيالحسن ؟ نقموا و اللّه منه نكير سيفه و قلّة مبالاته
هامش
( 1 ) . صحيح المسلم شرح النووي ، ج 15 ، ص 176 - 194 .