پس از اين هر بيعتى بايد با مشورت باشد . حال اگر دو نفر مستبدانه رفتار كرده ، بدون مشورت و اتفاق با ديگرى بيعت نمايند ، رأى آنان رسمى نبوده و خود را در معرض كشتن قرار دادهاند . هنگام رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله به ما خبر رسيد كه انصار در مقام مخالفت ما در سقيفه گردآمدهاند و نيز على و زبير و طرفدارانشان با ما به مخالفت برخاستند . . . .
در پايان خطبه چنين مىگويد :
از اختلاف شديد آرا و بلند شدن صداها ترسيدم اسلام از بين برود . به ابابكر گفتم : دستت را پيش بياور . او دستش را پيش آورد و من بيعت كردم . . . . « 1 »
با چنين وضعى چگونه مىتوان ادعاى اتفاق آرا نمود با اين كه اهل سنت در تأليفات خودشان به وجود اختلاف تصريح مىكنند . علاوه بر اين ، هيچ يك ازاهل بيت نبوت و رسالت حاضر نبودند و همگى در خانهء مولاى متقيان - صلوات اللّه عليه - گرد آمده بودند . در ميان آنان سلمان ، ابوذر ، مقداد ، عمار ، زبير ، خزيمة بن ثابت ، ابى بن كعب ، فرو بن عمر انصارى ، براء بن عازب و خالد بن سعيد عاص اموى . از بزرگان و مشاهير بودند . مسلماً بنا به تعبير خودشان ، اين افراد از اهل حلّ و عقد بودهاند . چگونه مىشود با غيبت اهل بيت - كه عِدْل كتاب خدا و كشتى نجات امت است - اجماع تحقق پذيرد ؟
اشكال : بالاگرفتن اختلافها لازمهء طبيعى هر مجلس مشورتى است ، خصوصاً در امور مهم كشورى . به همين مناسبت است كه مىبينيم در ملل متمدن ، در هر يك از حزبها با گرايشهاى مختلفى كه دارند ، گاهى چنان اختلاف بالا مىگيرد كه كار به ناسزاگويى مىكشد ؛ اما با وجود اختلاف ، با قبول اكثريت ، طرفهاى ديگر هم مىپذيرند و رسميت آن را قبول مىكنند .
پاسخ : متبادر از اين روايت آن است كه در امورى كه عاقلان در آن به مشورت مىپردازند و از طرفى هم نمىدانند مصلحت واقعى چيست ، در چنين صورتى خداوند متعال ، خليفهء امت را از خطا باز مىدارد . همچنان كه در تفرقه نيز اين امت را از محذورات باز مىدارد . در قرآن مىفرمايد : « وَ إِنْ يَتَفَرَّقا يُغْنِ اللَّهُ كُلّاً
هامش
( 1 ) . فتح البارى فى شرح البخارى ، ج 11 ص 175 ؛ صحيح بخارى ، ج 4 ، ص 119 .