تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
در اين هنگام عمر در ميان سخنان او برخاست و هم‌چون او - در خشونت و در وارد عمل شدن در وقت حساس - چنين گفت : آرى به خدا ! متوجه باشيد . ما از روى نياز دست به طرف شمادراز نكرديم ؛ ولى اشكال تراشى در اجتماع مسلمانان از طرف شما و پيش آمدن مشكل‌هايى براى شما و مسلمانان ، بر ما دشوار آمد . به فكر خود و عموم مسلمانان باشيد . سپس آرام شد . عباس زبان به سخن گشود ؛ خدا را حمد و ثنا گفت و سپس چنين گفت : . . . اگر دليل شما در اشغال منصب خلافت وابستگى به رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، پس حق ما را گرفته‌ايد و اگر به اتفاق مسلمانان است ، ما هم جزء مسلمانان بوده و در مسئلهء شما از مسلمانان نه پيش افتاديم و نه در وسط قرار گرفتيم و نه از مكان آن دور هستيم . پس بدين رو اگر انتخاب به وسيلهء مسلمانان بوده ، مسئلهء انتخاب تمام نشده ؛ چون ما راضى نيستيم . چرا مىگويى در اجتماع مسلمانان اشكال تراشى مىكنيد ؟ چه حرف دور از حقى است ! اما حقى كه به من واگذار مىكنى اگر از حق شخصى خودت مىباشد ، از اين بخشش باز بايست و اگر حق مسلمانان است ، از آن تو نيست كه در آن حكم كنى و اگر مسئلهء خلافت حق ماست ، ما حاضر نيستيم كه قسمتى از آن را به تو واگذار كنيم و از قسمت ديگر صرف نظر كنيم . نظرم در اين گفته‌ها اين نيست كه شما را از آنچه به دست آورده‌ايد محروم كنم ؛ ولى چون شما استدلال مىكنيد پاسخ آن بايد با استدلال داده شود . اما اين كه مىگويى رسول خدا از ما و شماست ، آرى درست است . رسول خدا صلى الله عليه و آله به مثابهء درختى است كه ما شاخهء او و شما همسايهء او هستيد . اما گفتهء تو اى عمر ! - از شورش مردم بيمناك هستى - آنچه شما بر آن پيشى گرفته‌ايد سرآغاز شورش است و به خاطر اين فتنه از خداوند استمداد مىطلبم . « 1 » خلاصه ، بر فرض ثبوت روايت ، « 2 » موضوع خلافت به اتفاق آرا نبوده و خليفه
هامش
( 1 ) . همان ، ص 220 . ( 2 ) . در سند اين روايت فقط احمد بن عبدالله ميمون تغلبى - بنا به گفتهء ابن حجر - زاهد و ثقه است . ولى بقيهء رجال سند ، مهمل و يا مجهول هستند ( پاورقى خصال ، ج 2 ، ص 548 ) .
شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى) — صفحة 602 | عز الدين حسينى زنجانى