خليفه درخواست كنند . عايشه در پاسخ آنان گفت : مگر رسول خدا صلى الله عليه و آله نگفت :
لا نُورِّث ، ما تَرَكنا صدقة . « 1 »
احمد بن حنبل در مسند خود در حديثى مىگويد : عمر به على عليه السلام و عباس گفت : ابوبكر براى من حديث كرد و قسم خورد كه راست مىگويد كه او شنيده : پيامبر صلى الله عليه و آله ارث نمىگذارد و هر چه از او باقى بماند براى مستمندان مسلمين و مساكين است .
اگر واقعاً چنين روايتى را عمر و ديگران از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيده بودند ، ديگر لازم نبود ابوبكر قسم ياد كند كه او راست مىگويد . شاهد اين مطلب ، گفتهء عايشه ( دختر ابوبكر ) است . در صواعق ابن حجر و كنزالعمال و مختصر كنزالعمال ، در فضايل ابوبكر آمده است كه ابوالقاسم بغوىّ و ابوبكر در غيلانيات و ابن عساكر از عايشه نقل كردهاند : مردم در ميراث رسول خدا صلى الله عليه و آله اختلاف كردند و در اين مورد نزد كسى ، علمى ( حديثى ) پيدا نكردند .
فقط ابوبكر گفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود :
إنّا مَعاشرَ الأنبياءِ لا نورّث ، ما تَركناه صدقةٌ .
اشكال : روايتى در صحيح بخارى از مالك بن اوس نقل مىكند :
إنّ عمرَ ناشدَ علياً و العباسَ باللّهِ أنّهما هل يعلمان أنّ رسول الله صلى الله عليه و آله قال :
لانورّث ما تركناه صدقةٌ . فقالا : نعم ؛ « 2 »
عمر ، على و عباس را به خدا قسم داد كه آيا آنان مىدانند كه رسول خدا فرمود : ما ارث نمىگذاريم و هر چه باقى گذاشتيم صدقه است ؟ در جواب گفتند : آرى .
از اين روايت استفاده مىشود كه به جز ابوبكر ، ديگران هم از پيامبر صلى الله عليه و آله اين روايت را شنيده بودند .
پاسخ : قرينهء كذب اين روايت در خود آن نهفته است ؛ زيرا در صدر روايت مالك بن اوس نقل مىكند كه عمر از عباس و على به مضمون روايت اقرار گرفت و در ذيل آن آمده كه عمر در مقام سرزنش آن دو بزرگوار مىگويد :
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 153 .
( 2 ) . فتح البارى فى شرح البخارى ، ج 6 ، ص 242 و 243 .