خود عامه نوشتهاند - ابوبكر را به كلى ترك نمايد و تا روز وفاتش حاضر به ملاقات و گفتوگو با وى نگردد . در صورت احتمال صدق اين روايت - هر چند رد ابابكر با موازين قضا مطابقت نداشته باشد - زهراى اطهر عليها السلام نمىبايست اينگونه ابوبكر را ترك كند و مولاى متقيان عليه السلام هم نمىبايست با قاطعيت ، ابوبكر را غادر ( فريب كار ) و متجاوز و خائن بداند . چه اين كه عمر در جواب حضرت على عليه السلام و عباس عموى پيامبر كه به جهت مطالبهء ارث نزد عمر رفته بودند ، گفت :
فَرَأيتُماه كاذِباً آثماً غادِراً خائِناً ؛ « 1 »
پس شما دو نفر ، ( ابابكر ) را دورغ گو ، گناه كار ، فريب كار و خائن مىدانيد .
يا اين كه در مورد خود مىگويد :
فَرَأيتُماني كاذِباً آثماً غادراً خائناً ؛ « 2 »
شما من را دروغگو ، گناه كار ، فريب كار و خائن مىدانيد .
بنابراين درك مقام و قداست صديقهء طاهره عليها السلام و مولاى متقيان عليه السلام و اين كه آنان التزام كامل به احكام شريعت دارند ، ايجاب مىكند كه چون از همه بيشتر بر احكام قرآن و سنت رسول اكرم صلى الله عليه و آله احاطه داشتند ، يقين به كذب روايت از رسول اكرم صلى الله عليه و آله داشته و اندك اعتبارى براى آنان قائل نبودند .
علاوه بر اين دليلها ، اعتبار عقلى هم حكم مىكند كه فاطمهء زهرا عليها السلام و اهل بيت مىبايست قبل از همه كس اين حديث را از رسول اكرم صلى الله عليه و آله شنيده باشند ؛ زيرا رسول اكرم صلى الله عليه و آله به حكم آيهء شريفهء « وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ » ؛ « 3 » بستگان نزديك خود را دعوت و انذار كن ، مىبايست ممنوعيت انبيا از ارث گذاشتن را ، به بستگان نزديك خود مىفرمود ؛ تا مبادا آنان بر خلاف حق ، اقامهء دعوا نمايند ، دعوايى كه قرنهاست ميان بزرگان سر و صدا انداخته .
در تأييد مطلب فوق مىبينيم هيچ يك از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله غير از عايشه خبردار نبودند . همسران رسول صلى الله عليه و آله خواستند شخصى را پيش عثمان فرستاده و ميراث خود را از
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 151 ؛ فتح البارى في شرح البخارى ، ج 6 ، ص 254 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 151 .
( 3 ) . شعراء ( 26 ) آيهء 214 .