هر چه كنى به خود كنى * گر همه نيك و بد كنى
اين انتخاب عجولانه و شتاب ابلهانه بلايى بود كه با سوء اختيار خودتان خود را گرفتار آن كرديد ، و گر نه خدا و اولياى الهى بىنيازند و خداوند به جهت غناى ذات الهى به ستايش ستايشگران نياز ندارد و خود ذات ، ستايشگر ذات است .
نااميدى حضرت زهرا از تأثير پذيرى انصار
متن : ألا و قَد قُلتُ ماقلتُ على معرفةٍ مِنّي بالخَذلةِ التي خامرتكم . . . و انتَظِروا إنّا مُنتظرون .
شرح : يادگار نبوت - صلوات اللّه عليها - در اين قسمت از خطبه مىخواهد اعلام فرمايد : حركت و فعاليت من با اين معرفتى كه از ضمير شما دارم و از درون شما با خبرم و از سرّ آگاهم ، به اميد تأثير و پذيرش از ناحيهء شما نيست ؛ زيرا محبت دنيا و جاهطلبى چنان بر شما مستولى شده كه جايى براى تأثير موعظه و اندرز باقى نيست . اما در اثر لبريز شدن هيجان نفس و به درد آمدن روح انسان و كمى تاب و تحمل ، ناچار به سخن آمدم . حال كه اينگونه رفتار كرديد ، بگيريد ، اين شما و اين مركب خلافت و آن را دو پشته بار كنيد . اما بدانيد كه از عهدهء سوارى اين مركب بر نخواهيد آمد ؛ چه اين كه سرانجام پشتش مجروح شده و پاهايش شكاف بر خواهد داشت و هرگز شما را به مقصد سعادت نايل نخواهد ساخت . ننگ دايمى همراهتان خواهد بود و آن حد وسط و صراط مستقيم را براى هميشه از دست خواهيد داد .
پس از اين كه مركب خلافت به دست نابكاران افتاد ، در عيادت زنهاى انصار از آن بزرگوار ، چنين فرمود :
راستى از ابوالحسن چه عيبى و چه ايرادى ديدند ؟ نه به خدا ! از شدت شمشيرش كه در برابر شجاع و غير شجاع يكسان عمل مىكرد و از بىباكى او در برابر مرگ و از سرسختى و انعطافناپذيرى در برابر دشمن و از خشم و غضب در برابر اجراى ارادهء الهى ايراد گرفتند .
به خدا سوگند ! اگر اين قوم ، خود را از به دستگيرى زمام خلافت باز مىداشتند و خلافت را