شرح : اين تقاعد و بازنشستن ، ايمان به خدا و رسول و جهاد فى سبيل الله را كه تا به حال در درونتان بود و هنوز جذب بدنتان نشده بود ، از دهان بيرون ريختيد . اين جمله نيز مانند فرازهاى ديگر پرمعناست . توضيح آن كه مراد از تغذيه آن است كه غذا و موادلازم و ضرورى بدن كاملًا جذب شده و جايگزين آنچه كه از بين مىرود گشته و مبدل به نيرو و توان بدنى گردد . مقدمات خوردن ، يعنى لقمه و جويدن و فروبردن و ساير اعمال گوارشى انسان ، همه جنبهء مقدماتى داشته و براى نيرو گرفتن و جايگزين شدن آنچه كه از بين رفته ، است . و گرنه چنانچه گفتيم : خوردن و دريافت لذت غذاها ذاتاً مطلوب نيست . حال اگر كسى روى نياز طبيعى به طرف غذا رفت و آن را در دهان گذاشت و پس از جويدن و احساس لذت و پارهاى مقدمات ديگر آن را از دهان بيرون انداخت و تصور كرد كه همين مقدار كافى است و غايت مطلوب حاصل شده ، مسلماً در نهايت بىعقلى و سفاهت است ؛ زيرا هنوز بسيارى از مقدمات ديگر لازم است تا غذا ، نيرو بخش باشد و به تمام اعضا و جوارح بدن قدرت لازم را برساند . در نتيجهء اين بازگرداندن ابلهانهء غذا ، بدن به كلى نظام خود را از دست داده و هلاك خواهد گرديد .
تعليمات دينى و قرآن نيز همچون غذا بايد با نور حجت عصر با روان آدمى عجين شود .
زيرا هدف اصلى از تعليمات كتاب و سنت آن است كه در انسان دگرگونى ايجاد شود . در دعاى حفظ قرآن چنين مىخوانيم :
أَسأَلُكَ أَن تُصلّيَ على محمدٍ و آلِ محمد ، و أَن ترزُقَني حِفْظَ القرآنِ ، و أَصنافَ العلمِ و أن تُثَبِّتَها في قلبي وسَمعي وبَصَري ، و أَن تُخالطَ بها لَحمي و دَمي و عِظامي و مُخّي ، و تَستعمِلَ بها لَيلي ونهاري برحمتِك و قدرتِكَ ، فإّنه لا حولَ و لا قوّةَ إلّابك يا حيُّ يا قيّوم ؛ « 1 »
بار الها ! از تو مىخواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و حفظ قرآن و علمهاى گوناگون را روزى من گردانى و قرآن و علمهاى ديگر را در قلب و گوش و چشم من استوارسازى و آنها را با گوشت و خون و استخوان و مغز من عجين كنى و با رحمت و قدرت
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 419 .