5 . ابن عبدالبرّ از عايشه نقل كرده :
قالت عايشة لمّا بَلغَها قَتلُ عليّ : لَتَصنعُ العربُ ما شاءَتْ فَليسَ لَها أحدٌ ينهاها ؛ « 1 »
هنگامى كه خبر كشته شدن مولا عليه السلام را به عايشه دادند ، گفت : اكنون عرب آنچه دلش بخواهد انجام مىدهد . ديگر كسى نيست كه آنان را نهى كند .
يك نمونه از سرسختى على عليه السلام در اجراى عدالت ، در مجالس مفيد و امالى طوسى ذكر شده است :
هنگامى كه مردم از اطراف مولاى متقيان پراكنده و به معاويه ملحق مىشدند تا شايد از دنياى وى بهرهمند گردند ، گروهى از اصحاب به مولا چنين پيشنهاد مىكردند :
يا اميرالمؤمنين ! اين اموال ( بيت المال ) را بين اشراف عرب و قريش و بزرگان عجم و افرادى كه ممكن است از آنان آسيبى به اسلام و حكومت تو وارد شود تقسيم فرما و بدين وسيله از فرار و پيوستن آنان به معاويه جلوگيرى كن . مولا در پاسخ فرمود :
أَتأمُرونَ أَن أطْلُبَ النصرَ بالجورِ ؟ لاواللّه ، ما أفعلُ ما طَلعَتْ شمسٌ و لاحَ في السماءِ نجمٌ
؛ آيا به من پيشنهاد مىكنيد پيروزى را به وسيلهء ستم به دست آورم ؟ نه ، به خدا قسم ! تا آنگاه كه خورشيد و ستارگان طلوع و غروب دارند ، هرگز چنين كارى را انجام نخواهم داد . آنگاه فرمود : به خدا سوگند ! اگر مال از آن من بود بهطور مساوى در ميان آنان تقسيم مىكردم ؛ چه رسد به اين كه مال ، مال خداست . « 2 »
اين است روش مولاى متقيان عليه السلام كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله با تأكيد بر آن و بازگوكردنش براى مردم ، روشن مىفرمود كه شيوهء على عليه السلام جز اجراى عدالت و حدود و قوانين اسلامى نيست ؛ ولى متأسفانه آنان را ياراى تحمل چنين عدالتى نبود .
عدم قيام در راه حق
متن : فَمَجَجْتم ماوَعَيتم وَدَسَعْتُم الذّي تَسوَّغْتم .
هامش
( 1 ) . الإستيعاب ، ج 2 ، ص 469 .
( 2 ) . مجالس ، ص 95 ؛ امالي طوسى ، ج 1 ، ص 121 و 197 ؛ نهج البلاغه ، صبحى صالح ، خطبهء 126 .