بنيانگذار تبديل خلافت الهى به سلطنت جابرانهء بنىاميه بودند . « 1 » اين هم يكى ديگر از زخمهاى عميقى بود كه بر پشت مركب خلافت وارد شد .
نيكلسون در اين باره مىگويد :
مسلمانان پيروزى بنىاميه و در رأس آنان معاويه را پيروزى نظام اريستو كراسى و شرك و بتپرستى به حساب مىآورند . اين نظام ، همان نظامى بود كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و يارانش عليه آن مىجنگيدند و صبر و استقامت و جهاد فراوانى در براندازى آن به كار بردند و روى خرابههاى آن ، نظام عدل اسلامى را بنا كردند . دينى آسان كه همهء مردم در آن در گرفتارى و خوشى يكسان بودند . اين دين ، محو كنندهء حكومت و رهبرى گروه خاصى بود كه ناداران را كوچك شمرده و ناتوانان را به ذلت و خوارى كشيده و اموال آنان را غارت مىكردند . « 2 »
عمر در مرگ يزيد بن ابىسفيان بسيار بىتابى نمود و استاندارى شام را براى معاويه نوشت . بزرگان صحابه به عمر گفتند : معاويه در شام بر اساس عدالت رفتار نمىكند و لباسهاى ابريشم بر تن مىكند و در ظرفهاى طلا و نقره غذا مىخورد . عمر در پاسخ گفت :
دَعُونا من ذمِّ فتىً من قريش من يضحكُ في الغضب ، و لايُنال ما عنده إلّاعلى الرضا ، ولايُؤخَذ ما فوق رأسِهِ إلّامِن تحتِ قَدَميه ؛ « 3 »
مرا واگذاريد از سرزنش راد مرد قريشى كه هنگام خشم ، خندان است و جز با رضايت او نمىتوان به آنچه در نزدش است دست يافت و مىشود چيزهاى بلندى را از زير پايش برداشت . ( كارهاى مهم را به آسانى مىتوان به وسيلهء او انجام داد . )
هامش
( 1 ) . در صحاح اهل سنت آمده كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : الخلافة بعدي ثلاثُونَ سنةً يعود مُلكاً عضوضاً ؛ خلافت پس ازدرگذشت من سى سال است و پس از آن به صورت سلطنت استبدادى شديد در خواهد آمد . علّامه - رضوان اللّه عليه - در كتاب شريف نهج الحق از اهل سنت نقل فرموده : رسول اكرم معاويه را لعن مىكرد و مىفرمود : اللعين بن اللعين ، الطليق بن الطليق .
( 2 ) . حياة الامام حسين عليه السلام ، ج 2 ، ص 117 .
( 3 ) . الاستيعاب ، ج 3 ، ص 418 .